مطالب درسی

جواب کارگاه تحلیل فصل چهارم علوم و فنون دهم؛ صفحه ۱۰۲ تا ۱۰۶

جواب کارگاه تحلیل فصل ۴ علوم و فنون ادبی دهم انسانی و معارف؛ پاسخ کامل سوالات صفحات ۱۰۲ تا ۱۰۶ شامل تقطیع، قلمرو زبانی، ویژگی‌های سبکی، جناس و قافیه.

در کارگاه تحلیل فصل چهارم علوم و فنون ادبی دهم، آموخته‌های درس‌های دهم تا دوازدهم را به صورت ترکیبی تمرین می‌کنیم. در این بخش باید شعرها را تقطیع عروضی کنیم، ویژگی‌های زبانی و سبکی متن‌ها را بشناسیم، انواع جناس و اشتقاق را تشخیص دهیم و الگوی حروف قافیه را مشخص کنیم.

در ادامه جواب کامل کارگاه تحلیل فصل چهارم صفحات ۱۰۲ تا ۱۰۶ علوم و فنون ادبی دهم انسانی را به ترتیب کتاب می‌خوانید.

جواب کارگاه تحلیل صفحه ۱۰۲ و ۱۰۳ علوم و فنون ادبی دهم

۱ــ ابیات زیر را بخوانید و آنها را تقطیع کنید.
چشم دل باز کن که جان بینی
آنچه نادیدنی است آن بینی
هاتف
پاسخ:

خط عروضی:
چَشمِ دِل باز کُن کِ جان بینی
آنچِ نادیدَنیست آن بینی

پایه‌های آوایی:
چَش مِ دِل با | زِ کُن کِ جان | بی نی
آن چِ نا دی | دَ نیسـ تِ آن | بی نی

وزن:
فاعلاتن | مفاعلن | فع‌لن

نشانه‌های هجایی:
ـ U ـ ـ | U ـ U ـ | ـ ـ

ای مِهر تو در دل‌ها، وی مُهر تو بر لب‌ها
وی شور تو در سرها، وی سرّ تو در جان‌ها
سعدی
پاسخ:

خط عروضی:
ای مِهرِ تُ دَر دِل‌ها، وِی مُهرِ تُ بَر لَب‌ها
وِی شورِ تُ دَر سَرها، وِی سِررِ تُ دَر جان‌ها

پایه‌های آوایی:
ای مِه رِ | تُ دَر دِل ها | وِی مُه رِ | تُ بَر لَب ها
وی شو رِ | تُ دَر سَر ها | وِی سِر رِ | تُ دَر جان ها

وزن:
مفعول | مفاعیلن | مفعول | مفاعیلن

نشانه‌های هجایی:
ـ ـ U | U ـ ـ ـ | ـ ـ U | U ـ ـ ـ

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا؟
بی‌وفا حالا که من افتاده‌ام از پا چرا؟
شهریار
پاسخ:

خط عروضی:
آمَدی جانَم بِ قُربانَت وَلی حالا چِرا
بی وَفا حالا کِ مَن اُفتادِ اَم اَز پا چِرا

پایه‌های آوایی:
آ مَ دی جا | نَم بِ قُر با | نَت وَ لی حا | لا چِ را
بی وَ فا حا | لا کِ مَن اُف | تا دِ اَم اَز | پا چِ را

وزن:
فاعلاتن | فاعلاتن | فاعلاتن | فاعلاتن

نشانه‌های هجایی:
ـ U ـ ـ | ـ U ـ ـ | ـ U ـ ـ | ـ U ـ ـ

بیا تا قدر یکدیگر بدانیم
که تا ناگه ز یکدیگر نمانیم
مولوی
پاسخ:

خط عروضی:
بِیا تا قَدرِ یِکدیگَر بِدانیم
کِ تا ناگَه زِ یِکدیگَر نَمانیم

پایه‌های آوایی:
بِ یا تا قَد | رِ یِک دی گَر | بِ دا نیم
کِ تا نا گَه | زِ یِک دی گَر | نَ ما نیم

وزن:
مفاعیلن | مفاعیلن | فعولن

نشانه‌های هجایی:
U ـ ـ ـ | U ـ ـ ـ | U ـ ـ

کی رفته‌ای ز دل که تمنّا کنم تو را؟
کی بوده‌ای نهفته که پیدا کنم تو را؟
فروغی بسطامی
پاسخ:

خط عروضی:
کِی رَفتِ ای زِ دِل کِ تَمَننا کُنَم تُ را
کِی بودِ ای نَهُفتِ کِ پِیدا کُنَم تُ را

پایه‌های آوایی:
کی رَف تِ ای | زِ دِل کِ تَ | مَن نا کُ | نَم تُ را
کی بو دِ ای | نَ هُف تِ کِ | پی دا کُ | نَم تُ را

وزن:
مفعول | فاعلات | مفاعیل | فاعلن

نشانه‌های هجایی:
ـ ـ U | ـ U ـ U | U ـ ـ U | ـ U ـ

آینه ار نقش تو بنمود راست
خودشکن، آیینه شکستن خطاست
نظامی
پاسخ:

خط عروضی:
آیِنِ اَر نَقشِ تُ بِنمود راست
خُدشِکَنایینِ شِکَستَن خَطاست

در مصراع دوم، در پیوسته‌خوانیِ «خودشکن، آیینه»، همزه آغاز «آیینه» حذف می‌شود.

پایه‌های آوایی:
آ یِ نِ اَر | نَق شِ تُ بِن | مو دِ راست
خُد شِ کَ نا | یی نِ شِ کَس | تَن خَ طاست

وزن:
مفتعلن | مفتعلن | فاعلن

نشانه‌های هجایی:
ـ U U ـ | ـ U U ـ | ـ U ـ

اگر پای در دامن آری چو کوه
سرت ز آسمان بگذرد در شکوه
سعدی
پاسخ:

خط عروضی:
اَگَر پای دَر دامَناری چُ کوه
سَرَت زاسِمان بُگذَرَد دَر شُکوه

در «دامن آری» و «ز آسمان»، همزه در خوانش پیوسته حذف شده است.

پایه‌های آوایی:
اَ گَر پا | یِ دَر دا | مَ نا ری | چُ کوه
سَ رَت زا | سِ مان بُگ | ذَ رَد دَر | شُ کوه

وزن:
فعولن | فعولن | فعولن | فعل

نشانه‌های هجایی:
U ـ ـ | U ـ ـ | U ـ ـ | U ـ

جواب سوال ۲ کارگاه تحلیل صفحه ۱۰۳ علوم و فنون ادبی دهم

۲ــ نمونهٔ زیر را از نظر ویژگی‌های قلمرو زبانی بررسی کنید.

جهانا چه بدمهر و بدخو جهانی
چو آشفته بازار بازارگانی

به درد کسان صابری اندر و تو
به بدنامی خویش همداستانی

به هر کار کردم تو را آزمایش
سراسر فریبی، سراسر زیانی

و گر آزمایمت صد بار دیگر
همانی همانی همانی همانی
منوچهری

پاسخ: این شعر از نظر قلمرو زبانی، ویژگی‌های شعر سبک خراسانی را نشان می‌دهد:

۱ــ زبان نسبتاً ساده و مستقیم:
ساخت بیشتر جمله‌ها روشن است و شاعر بدون پیچیدگی فراوان، جهان را مخاطب قرار می‌دهد.

۲ــ کم بودن واژه‌های عربی و بیگانه:
بخش عمده واژگان شعر فارسی است؛ این ویژگی با زبان شعر سبک خراسانی هماهنگ است.

۳ــ کاربرد واژه و ساخت کهن:
واژه «اندر» به معنی «در» از کاربردهای قدیمی زبان فارسی است.

۴ــ کاربرد دو حرف اضافه برای یک متمم:
در: «به درد کسان صابری اندر»
ساخت «به … اندر» دیده می‌شود که در زبان قدیم رایج بوده است.

۵ــ کاربرد صورت کهن «بازارگان»:
«بازارگان» صورت قدیمی‌تر واژه «بازرگان» است.

۶ــ کاربرد ساخت کهن «آزمایمت»:
در «آزمایمت»، ضمیر پیوسته «ـت» به فعل متصل شده است: آزمایمت = تو را بیازمایم / آزمایش کنم.

۷ــ فراوانی واژه‌های مرکب فارسی:
مانند: بدمهر، بدخو، آشفته‌بازار و همداستان.

این ویژگی‌ها نشان می‌دهد که با وجود برخی واژه‌ها و ساخت‌های کهن، زبان شعر هنوز نسبتاً ساده و فارسی‌گراست.

جواب سوال ۳ کارگاه تحلیل صفحه ۱۰۳ و ۱۰۴ علوم و فنون ادبی دهم

۳ــ نمونه‌های زیر را از نظر ویژگی‌های سبکی بررسی کنید.
الف)

شیخ ما را گفتند: «که فلان کس بر روی آب می‌رود.» گفت: «سهل است؛ چغزی و صعوه‌ای نیز بر روی آب می‌رود.» گفتند: «فلان کس در هوا می‌پرد.» گفت: «زغن و مگس نیز در هوا می‌پرد.» گفتند: «فلان کس در یک لحظه از شهری به شهری می‌رود.» شیخ گفت: «شیطان نیز در یک نفس از مشرق به مغرب می‌رود. این چنین چیزها را چندان قیمتی نیست. مرد آن بود که در میان خلق بنشیند و برخیزد و بخسبد و بخرد و بفروشد و در بازار در میان خلق، ستد و داد کند و زن خواهد و با خلق درآمیزد و یک لحظه از خدای غافل نباشد.»

اسرارالتوحید، محمدبن منور

قلمرو زبانی:

۱ــ نثر نسبتاً ساده و روان: با وجود قدمت متن، بیشتر جمله‌ها روشن‌اند و روایت با گفت‌وگوهای مستقیم پیش می‌رود.

۲ــ کاربرد تاریخی «را»:
در: «شیخ ما را گفتند»
«را» به معنای امروزی نشانه مفعول نیست و عبارت یعنی: «به شیخ ما گفتند.»

۳ــ واژه‌ها و ساخت‌های کهن:
مانند: چغز، صعوه، زغن، بخسبد، بخرد، بفروشد و درآمیزد.

چغز: قورباغه یا غوک
صعوه: پرنده‌ای کوچک
زغن: پرنده‌ای از خانواده کلاغان
بخسبد: بخوابد

۴ــ کاربرد «بـ» بر سر فعل:
مانند: بنشیند، برخیزد، بخسبد، بخرد و بفروشد.

۵ــ کاربرد ترکیب تاریخی «زن خواهد»:
یعنی همسر بگیرد / ازدواج کند.

۶ــ وجود برخی واژه‌های عربی:
مانند: شیخ، سهل، لحظه، مشرق، مغرب، قیمت، خلق و غافل.

قلمرو ادبی:

تضاد:
مشرق / مغرب
بخرد / بفروشد
ستد / داد

مراعات نظیر:
چغز، صعوه، زغن و مگس همگی از جانداران‌اند.

بازار، بخرد، بفروشد، ستد و داد نیز با خرید و فروش و دادوستد تناسب معنایی دارند.

تکرار:
عبارت «فلان کس» و ساخت‌های پرسش و پاسخ چند بار تکرار شده‌اند و به متن حالت گفت‌وگویی و منظم داده‌اند.

تقابل معنایی:
کارهای شگفت‌انگیزی مانند «راه رفتن روی آب» و «پرواز در هوا» در برابر زندگی عادی اما همراه با یاد همیشگی خدا قرار گرفته‌اند.

قلمرو فکری:

پیام اصلی متن این است که ارزش و بزرگی انسان عارف به انجام کارهای خارق‌العاده نیست.

از دید شیخ، راه رفتن روی آب، پرواز کردن یا پیمودن فاصله‌ای طولانی در زمانی کوتاه نشانه اصلی کمال معنوی نیست؛ زیرا جانوران یا حتی شیطان نیز می‌توانند کارهایی شگفت‌انگیز انجام دهند.

انسان حقیقی و خداشناس کسی است که در میان مردم زندگی کند، کار و دادوستد داشته باشد، خانواده تشکیل دهد و در عین حال حتی یک لحظه از یاد خدا غافل نشود.

پس اندیشه اصلی متن، عرفان همراه با زندگی اجتماعی و دوری از ظاهرنمایی و کرامت‌فروشی است.

ب)

زیرک گفت: «آورده‌اند که زغنی بود، چند روز بگذشت تا از مور و ملخ و هوام و حشرات که طعمهٔ او بود، هیچ نیافت که بدان سدّ جوعی کردی. یک روز به طلب روزی برخاست و به کنار جویباری چون متصیّدی مترصّد بنشست تا از شبکهٔ ارزاق شکاری درافکند. ناگاه ماهی‌ای در پیش او بگذشت، زغن بجست و او را بگرفت، خواست که فرو برد؛ ماهی گفت: تو را از خوردن من چه سیری بود؟ لیکن اگر مرا به جان امان دهی، هر روزه ده ماهی از برف دی‌مهی سپیدتر و پاکیزه‌تر بر همین جایگاه و همین ممر بگذرانم تا یکایک می‌گیری و به مراد دل به کار می‌بری و اگر واثق نمی‌شوی، مرا سوگندی مغلّظ ده که آنچ گفتم، در عمل آرم. زغن گفت: بگو. به خدا، منقار از هم باز رفتن و ماهی چون لقمهٔ تنگ‌روزیان در آب افتادن یکی بود.

چرخ از دهنم نواله در خاک افکند
دولت قدحم پیش لب آورد و بریخت

و او خایب و نادم بماند.»
مرزبان‌نامه، سعدالدین وراوینی

قلمرو زبانی:

۱ــ کاربرد فراوان واژه‌های عربی و نسبتاً دشوار:
مانند: هوام، حشرات، طعمه، سدّ جوع، متصیّد، مترصّد، ارزاق، ممر، واثق، مغلّظ، خایب و نادم.

این فراوانی واژه‌های عربی از ویژگی‌های نثر فنی این دوره است.

۲ــ کاربرد ساخت‌های کهن:
مانند: بگذشت، بنشست، بجست، بگرفت و آنچ.

آنچ = آنچه

۳ــ جمله‌های نسبتاً بلند و دارای اجزای فراوان:
برخلاف نثر ساده آغازین فارسی، نویسنده گاهی چند رخداد و توضیح را در یک جمله طولانی کنار هم قرار می‌دهد.

۴ــ آمیختگی فارسی و عربی:
ساخت اصلی جمله‌ها فارسی است، اما تعداد قابل توجهی واژه و اصطلاح عربی در آنها به کار رفته است.

قلمرو ادبی:

تشبیه:
«چون متصیّدی مترصّد بنشست»
زغن به شکارچی‌ای که در انتظار شکار نشسته است، تشبیه شده است.

تشبیه:
«ده ماهی از برف دی‌مهی سپیدتر»
سفیدی ماهی‌ها با برف زمستان مقایسه شده است.

تشبیه:
«ماهی چون لقمهٔ تنگ‌روزیان»
ماهی به لقمهٔ انسان تنگ‌روز و نیازمند تشبیه شده است.

اضافهٔ تشبیهی:
«شبکهٔ ارزاق»
ارزاق و روزی به شبکه یا دام تشبیه شده است.

مراعات نظیر:
مور، ملخ، هوام، حشرات، ماهی و زغن همگی با جانداران و شکار ارتباط دارند.

تشخیص و تصویرسازی در بیت پایانی:
در: «چرخ از دهنم نواله در خاک افکند» و «دولت قدحم پیش لب آورد و بریخت»
«چرخ» و «دولت» مانند انسان دارای عمل و اراده تصویر شده‌اند.

آمیختن شعر و نثر:
نویسنده در پایان روایت برای تأکید بر وضعیت زغن، یک بیت شعر آورده است؛ این شیوه نیز از ویژگی‌های نثر آراسته و فنی است.

قلمرو فکری:

ماهی برای نجات جان خود با زیرکی و وعده‌ای فریبنده زغن را از خوردنش منصرف می‌کند؛ اما همین که منقار زغن باز می‌شود، ماهی به آب می‌افتد و می‌گریزد.

زغن نیز به سبب طمع و امید بستن به سود بیشتر همان شکار موجود را از دست می‌دهد.

پیام حکایت: انسان نباید به امید سودی نامطمئن و وعده‌ای فریبنده، داشتهٔ قطعی خود را از دست بدهد. همچنین زیرکی و تدبیر می‌تواند انسان را از خطر نجات دهد.

جواب سوال ۴ کارگاه تحلیل صفحه ۱۰۴ و ۱۰۵ علوم و فنون ادبی دهم

۴ــ انواع جناس را در ابیات زیر مشخص کنید.
وقت است تا برگ سفر بر باره بندیم
دل بر عبور از سد خار و خاره بندیم
حمید سبزواری
پاسخ:
برگ / بر ← جناس ناهمسان افزایشی
«برگ» نسبت به «بر» یک واج بیشتر دارد.

خار / خاره ← جناس ناهمسان افزایشی
«خاره» یک واج بیشتر از «خار» دارد.

باره / خاره ← جناس ناهمسان اختلافی
این دو تنها در واج آغازین «ب / خ» متفاوت‌اند.

ای مرغ اگر پری به سر کوی آن صنم
پیغام دوستان برسانی بدان پری
سعدی
پاسخ: پری / پری ← جناس همسان (تام)

پری اول: پرواز کنی
پری دوم: پری، زیبارو و در اینجا کنایه از معشوق

تلفظ دو واژه یکسان و معنای آنها متفاوت است.

چو شد روز، رستم بپوشید گبر
نگهبان تن کرد بر گبر ببر
فردوسی
پاسخ:
گبر / ببر ← جناس ناهمسان اختلافی
دو واژه تنها در واج آغازین «گ / ب» تفاوت دارند.

بر / ببر ← جناس ناهمسان افزایشی
«ببر» یک واج بیشتر از «بر» دارد.

اگر تو فارغی از حال دوستان یارا
فراغت از تو میسّر نمی‌شود ما را
سعدی
پاسخ:
فارغ / فراغت ← اشتقاق
این دو واژه از حروف اصلی و ریشه مشترک ساخته شده‌اند.

ما / را ← جناس ناهمسان اختلافی
دو واژه فقط در واج آغازین «م / ر» تفاوت دارند.

من که باشم در آن حرم که صبا
پرده‌دار حریم حرمت اوست
حافظ
پاسخ:
حرم / حریم ← جناس ناهمسان افزایشی و اشتقاق

همچنین: حرم، حریم و حرمت ← اشتقاق
زیرا هر سه در حروف اصلی ریشه با یکدیگر مشترک‌اند.

صبا خاک وجود ما، بدان عالی‌جناب انداز
بوَد کان شاه خوبان را نظر بر منظر اندازیم
حافظ
پاسخ: نظر / منظر ← جناس ناهمسان افزایشی و اشتقاق

«منظر» نسبت به «نظر» یک واج بیشتر دارد و هر دو نیز در حروف اصلی ن، ظ، ر مشترک‌اند.

من اوّل روز دانستم که با شیرین درافتادم
که چون فرهاد باید شست، دست از جان شیرینم
سعدی
پاسخ: شیرین / شیرین ← جناس همسان (تام)

شیرین اول: نام شخصیت داستان خسرو و شیرین
شیرین دوم: عزیز و دوست‌داشتنی؛ در ترکیب «جان شیرین»

دو واژه تلفظ یکسان ولی معنای متفاوت دارند.

جواب سوال ۵ کارگاه تحلیل صفحه ۱۰۵ و ۱۰۶ علوم و فنون ادبی دهم

۵ــ الگوی حروف قافیه را در ابیات زیر بنویسید.
پرسیدم از هلال که قدّت چرا خم است؟
گفتا خمیدن قدم از بار ماتم است
فدایی
پاسخ:
ردیف: است
واژه‌های قافیه: خَم / ماتم
الگوی حروف قافیه: مصوت کوتاه + صامت
حروف قافیه: ـَم
قاعده: ۲
بسی تیر و دی‌ماه و اردیبهشت
برآید که ما خاک باشیم و خشت
سعدی
پاسخ:
ردیف: ندارد
واژه‌های قافیه: اردیبهشت / خشت
الگوی حروف قافیه: مصوت کوتاه + صامت + صامت
حروف قافیه: ـِشت
قاعده: ۲
بوی بهار آمد، بنال ای بلبل شیرین‌نفس
ور پای‌بندی همچو من، فریاد می‌خوان از قفس
سعدی
پاسخ:
ردیف: ندارد
واژه‌های قافیه: نفس / قفس
الگوی حروف قافیه: مصوت کوتاه + صامت
حروف قافیه: ـَس
قاعده: ۲
صد شکر گویم هر زمان، هم چنگ را هم جام را
کاین هر دو بردند از میان، هم ننگ را هم نام را
قاآنی
پاسخ:
ردیف: را
واژه‌های قافیه: جام / نام
الگوی حروف قافیه: مصوت بلند + صامت
حروف قافیه: ام
قاعده: ۲
چو شد روز، رستم بپوشید گبر
نگهبان تن کرد بر گبر ببر
فردوسی
پاسخ:
ردیف: ندارد
واژه‌های قافیه: گبر / ببر
الگوی حروف قافیه: مصوت کوتاه + صامت + صامت
حروف قافیه: ـَبر
قاعده: ۲
نکات مهم کارگاه تحلیل فصل چهارم:

• در تقطیع شعر، ملاک تلفظ واقعی است، نه شکل نوشتاری واژه.
• در قلمرو زبانی به واژه‌های کهن، ساخت جمله، میزان استفاده از واژگان عربی و شیوه تاریخی کاربرد حروف و فعل‌ها توجه می‌کنیم.
• در بررسی سبکی یک متن، بهتر است سه قلمرو زبانی، ادبی و فکری را از یکدیگر جدا کنیم.
• در جناس همسان، تلفظ دو واژه یکسان و معنی آنها متفاوت است.
• در جناس اختلافی فقط یک واج تفاوت دارد و در جناس افزایشی یکی از واژه‌ها یک واج بیشتر دارد.
• هم‌ریشگی واژه‌ها در حروف اصلی، اشتقاق نام دارد.
• ممکن است دو واژه هم جناس داشته باشند و هم اشتقاق؛ مانند نظر / منظر.
• برای پیدا کردن قافیه، ابتدا ردیف را کنار می‌گذاریم و سپس حروف مشترک اصلی واژه‌های قافیه را بررسی می‌کنیم.

جمع‌بندی کارگاه تحلیل فصل چهارم علوم و فنون ادبی دهم: این کارگاه جمع‌بندی مهم‌ترین مباحث فصل پایانی کتاب است. دانش‌آموز باید بتواند شعر را با توجه به تلفظ واقعی تقطیع کند، ویژگی‌های زبانی و سبکی شعر و نثر را از خود متن استخراج کند، میان جناس همسان، اختلافی، افزایشی و اشتقاق تفاوت بگذارد و قواعد قافیه را روی نمونه‌های واقعی به کار ببرد. مهم‌ترین نکته این است که هر پاسخ با شاهدی از خود متن همراه باشد؛ زیرا تحلیل ادبی بدون شاهد دقیق، پاسخ کاملی به شمار نمی‌آید.
مطالب پیشنهادی :
اگه خوب بود امتیاز بده

سعید شکری

علاقه‌مند به دنیای وب و تولید محتوا هستم و در تاپ ناپ تلاش می‌کنم مطالبی متنوع، ساده و کاربردی بر اساس نیاز کاربران تهیه و منتشر کنم.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا