جواب قلمرو زبانی، ادبی و فکری درس نهم فارسی یازدهم؛ ذوق لطیف
پاسخ کامل سوالات کارگاه متنپژوهی درس نهم فارسی یازدهم ذوق لطیف، شامل قلمرو زبانی، ادبی و فکری صفحه ۷۹ و ۸۰.
جواب کارگاه متن پژوهی درس نهم فارسی یازدهم
در این بخش، پاسخ کامل کارگاه متن پژوهی درس نهم فارسی یازدهم «ذوق لطیف» شامل قلمرو زبانی، قلمرو ادبی و قلمرو فکری صفحات ۷۹ و ۸۰ را میخوانید.
جواب قلمرو زبانی صفحه ۷۹ درس نهم فارسی یازدهم
مفاتیح: کلیدها
مستقر: پایدار، استقرار یافته
متمکّن: ثروتمند، توانگر
مشیّت الهی ـ منبع بیشائبه ـ قصّههای اصیل ـ انعطاف جادوگرانه ـ ذوق ادبی ـ بحرانهای عصبی
«او و مادر، هر دو آن قصّههای شیرین را از مادربزرگشان به یاد داشتند.»
در این جمله، «هر دو» نقش تبعی بدل دارد.
«با این حال، او (نهاد) نیز مانند مادرم توکّلی (مفعول) داشت که نهاد آن محذوف است و به او مقاومت و استحکام اراده (مفعول) میبخشید.»
«هر عصب و فکر به منبع بیشائبۀ ایمان وصل بود که نهاد آن محذوف است و خوب و بد (مفعول) را به عنوان مشیّت الهی میپذیرفت.»
«به این زندگی گذرا آنقدرها دل نمیبست که نهاد آن محذوف است و پیشامد ناگوار (مفعول) را فاجعهای بینگارد.»
جواب قلمرو ادبی صفحه ۷۹ درس نهم فارسی یازدهم
«این تنها، خصوصیّت سعدی است که سخنش به سخن همه شبیه باشد و به هیچکس شبیه نباشد. در زبان فارسی، احدی نتوانسته است مانند او حرف بزند و در عین حال، نظیر حرف زدن او را هر روز در هر کوچه و بازار میشنویم.»
من در میان جمع و دلم جای دیگر است
واژههای «حاضر» و «غایب» همزمان به یک پدیده نسبت داده شدهاند. انسانی که حاضر است، در حالت عادی نمیتواند غایب باشد؛ زیرا این دو صفت با یکدیگر متناقضاند. شاعر این دو مفهوم را هنرمندانه در کنار یکدیگر قرار داده است. به چنین کاربردی آرایۀ متناقضنما (پارادوکس) میگویند.
الف)
بیا که یاد تو آرامشی است طوفانی
ب)
ای حقیقیترین مجاز، ای عشق! / ای همه استعارهها با تو
جواب قلمرو فکری صفحه ۸۰ درس نهم فارسی یازدهم
الف) سراچۀ ذهنم آماس میکرد.
ب) از فرط هیجان لُکّه میدویدم.
«هر عصب و فکر به منبع بیشائبۀ ایمان وصل بود که خوب و بد را به عنوان مشیّت الهی میپذیرفت.»
بیابان بود و تابستان و آب سرد و استسقا
نویسنده با فروتنی میگوید اگر بدون داشتن مربّی کارآزموده، جرئت نوشتن پیدا کرده و از سبک سعدی تأثیر پذیرفته است، نباید او را سرزنش کرد؛ زیرا از کودکی شرایط برای گرایش او به ادبیات فراهم بوده و به صورت خودآموخته در این مسیر پیش رفته است.
همانگونه که انسان تشنه در بیابان و گرمای تابستان نمیتواند در برابر آب سرد مقاومت کند، نویسنده نیز با آن همه علاقه و زمینهای که برای آشنایی با سعدی و ادبیات داشته، نمیتوانسته از خواندن، آموختن و سرانجام نوشتن دور بماند.





