مطالب درسی

معنی شعر نیکی درس اول فارسی یازدهم؛ آرایه‌ها و معنی کلمات صفحه ۱۲ و ۱۳

معنی شعر نیکی درس اول فارسی یازدهم صفحه ۱۲ و ۱۳، همراه با معنی ابیات و واژگان، آرایه‌های ادبی و بررسی نکات زبانی و فکری.

در این مطلب معنی درس اول نیکی فارسی یازدهم را بیت به بیت بررسی می‌کنیم. معنی روان شعر، معنی واژه‌های دشوار، آرایه‌های ادبی، نکات زبانی و مفهوم هر بیت به همراه نماد شیر و روباه، خلاصه درس و نکات مهم امتحانی در ادامه آمده است.

📘 مشخصات درس:
درس: اول فارسی یازدهم
عنوان: نیکی
صفحات: ۱۲ و ۱۳
شاعر: سعدی شیرازی
اثر: بوستان
قالب: مثنوی
موضوع: توکل همراه با تلاش، کار و کوشش، یاری نیازمندان و نیکی به دیگران

معنی درس اول نیکی فارسی یازدهم

یکی روبهی دید بی‌دست و پای
فرو ماند در لطف و صنع خدای
✓ معنی: مردی روباهی ناتوان و ازکارافتاده دید و از لطف و آفرینش خداوند شگفت‌زده شد که چگونه چنین حیوان ناتوانی زنده می‌ماند و روزی خود را به دست می‌آورد.

واژه‌ها: روبه: روباه؛ فرو ماند: متحیر و شگفت‌زده شد؛ لطف: مهربانی و نیکویی؛ صُنع: آفرینش، آفریدن.

آرایه‌ها: «بی‌دست و پای» کنایه از ناتوان و ازکارافتاده بودن؛ «دست / پای» مراعات نظیر.

⭐ مفهوم: شگفتی انسان از روزی رسیدن به موجودی ناتوان.
که چون زندگانی به سر می‌برد؟
بدین دست و پای از کجا می‌خورد؟
✓ معنی: مرد با خود فکر کرد که این روباه ناتوان چگونه زندگی می‌کند و با چنین وضعیت جسمی، خوراک و روزی خود را از کجا به دست می‌آورد؟

واژه‌ها: چون: چگونه؛ زندگانی: زندگی؛ بدین: با این.

آرایه‌ها: «زندگانی به سر بردن» کنایه از زندگی کردن و روزگار گذراندن؛ «سر / دست / پای» تناسب.

⭐ مفهوم: پرسش درباره چگونگی تأمین روزی موجودی ناتوان.
در این بود درویش شوریده‌رنگ
که شیری برآمد، شغالی به چنگ
✓ معنی: آن مرد پریشان‌حال در همین فکر بود که ناگهان شیری ظاهر شد که شغالی را شکار کرده و در چنگ خود داشت.

واژه‌ها: درویش: تهیدست، فقیر؛ شوریده‌رنگ: آشفته‌حال؛ برآمد: بیرون آمد، ظاهر شد؛ شغال: جانوری گوشت‌خوار؛ چنگ: پنجه.

آرایه‌ها: «رنگ / چنگ» جناس ناهمسان؛ «شیر / شغال» مراعات نظیر؛ «به چنگ آوردن» کنایه از شکار کردن و به دست آوردن.

شغال نگون‌بخت را شیر خورد
بماند آنچه روباه از آن سیر خورد
✓ معنی: شیر، شغال بدبخت را خورد و مقداری از شکار باقی ماند؛ روباه ناتوان نیز از باقی‌مانده غذای شیر خورد و سیر شد.

واژه‌ها: نگون‌بخت: بدبخت، بداقبال؛ بماند: باقی ماند؛ سیر: بی‌نیاز از غذا.

آرایه‌ها: «شیر / سیر» جناس ناهمسان؛ «شغال / شیر / روباه» مراعات نظیر.

دگر روز باز اتفاق اوفتاد
که روزی‌رسان قوت روزش بداد
✓ معنی: روز بعد نیز همین اتفاق تکرار شد و خداوند روزی‌رسان، خوراک روزانۀ روباه را به او رساند.

واژه‌ها: دگر: دیگر؛ اوفتاد: افتاد، رخ داد؛ روزی‌رسان: روزی‌دهنده، خداوند؛ قوت: خوراک و غذای روزانه؛ بداد: داد.

آرایه‌ها: «روز / روزی» جناس افزایشی؛ «روزی / قوت» مراعات نظیر.

⭐ مفهوم: خداوند روزی موجودات را می‌رساند؛ اما درویش از این اتفاق نتیجه‌ای نادرست می‌گیرد.
یقین، مرد را دیده بیننده کرد
شد و تکیه بر آفریننده کرد
✓ معنی: مرد با دیدن این اتفاق یقین پیدا کرد که خداوند روزی همه موجودات را می‌رساند؛ بنابراین رفت و تنها به خدا توکل کرد و دست از تلاش کشید.

واژه‌ها: یقین: اطمینان و باور قطعی؛ دیده: چشم؛ بیننده: بینا، آگاه؛ شد: رفت؛ آفریننده: خداوند.

آرایه‌ها: «دیده / بیننده» اشتقاق و مراعات نظیر؛ «دیده بیننده کردن» کنایه از آگاه کردن؛ «تکیه بر آفریننده کردن» کنایه از توکل و اعتماد به خداوند.

نکته زبانی: «را» در «مرد را دیده» نشانۀ فک اضافه است و مفهوم عبارت «دیدۀ مرد» است؛ «شد» در این بیت به معنی «رفت» آمده است.

⭐ مفهوم: درویش مفهوم توکل را اشتباه درک می‌کند و توکل را به معنای کنار گذاشتن کوشش می‌پندارد.
کزین پس به کنجی نشینم چو مور
که روزی نخوردند پیلان به زور
✓ معنی: درویش با خود گفت: از این پس مانند مورچه‌ای ضعیف در گوشه‌ای می‌نشینم؛ زیرا حتی فیل‌های نیرومند نیز روزی خود را تنها با زور و قدرتشان به دست نمی‌آورند و روزی‌رسان اصلی خداوند است.

واژه‌ها: کزین: که از این؛ کنج: گوشه؛ مور: مورچه؛ روزی: رزق؛ پیلان: فیل‌ها.

آرایه‌ها: درویش به «مور» تشبیه شده است؛ «مور / پیل» تناسب دارند و در مفهوم ضعف و قدرت در برابر یکدیگر قرار گرفته‌اند؛ «مور / زور» جناس ناهمسان؛ «به کنجی نشستن» کنایه از گوشه‌گیری و دست کشیدن از کار.

⭐ مفهوم: توکل نادرست و دست کشیدن از کار به امید رسیدن روزی.
زنخدان فرو برد چندی به جیب
که بخشنده روزی فرستد ز غیب
✓ معنی: مدتی چانه در گریبان فرو برد و بی‌حرکت نشست، به این امید که خداوند بخشنده، روزی او را از جایی که انتظار ندارد برساند.

واژه‌ها: زنخدان: چانه؛ جیب: گریبان، یقه؛ بخشنده: در اینجا خداوند؛ غیب: پنهان و نهان از چشم.

آرایه‌ها: «زنخدان به جیب فرو بردن» کنایه از سر فرو بردن، گوشه‌نشینی و بی‌حرکت ماندن؛ «جیب / غیب» جناس ناهمسان.

نه بیگانه تیمار خوردش نه دوست
چو چنگش رگ و استخوان ماند و پوست
✓ معنی: نه بیگانه‌ای از او مراقبت کرد و نه دوستی به یاری‌اش آمد؛ در نتیجه آن‌قدر لاغر و ناتوان شد که مانند ساز چنگ، تنها رگ و استخوان و پوست از او باقی ماند.

واژه‌ها: تیمار خوردن: غم‌خواری و مراقبت کردن؛ چنگ: نوعی ساز زهی؛ رگ: رگ بدن.

آرایه‌ها: «بیگانه / دوست» تضاد؛ «رگ / استخوان / پوست» مراعات نظیر؛ درویش لاغر به «چنگ» تشبیه شده است؛ «دوست / پوست» جناس ناهمسان.

چو صبرش نماند از ضعیفی و هوش
ز دیوار محرابش آمد به گوش:
✓ معنی: وقتی بر اثر ضعف و گرسنگی دیگر صبر و هوشی برای او باقی نماند، ندایی از محراب به گوشش رسید که گفت:

واژه‌ها: چو: هنگامی که؛ ضعیفی: ضعف و ناتوانی؛ محراب: جای عبادت؛ به گوش آمدن: شنیده شدن.

آرایه‌ها: «هوش / گوش» جناس ناهمسان؛ «به گوش آمدن» کنایه از شنیدن.

برو شیر درنده باش، ای دغل
مینداز خود را چو روباه شل
✓ معنی: ای نادان و فریب‌خورده، برو مانند شیر نیرومند و کوشا باش و خودت را مانند روباه ناتوان و ازکارافتاده به گوشه‌ای نینداز.

واژه‌ها: دغل: ناراست، حیله‌گر؛ شل: دست و پای ازکارافتاده، ناتوان.

آرایه‌ها: «شیر درنده باش» تشبیه فشرده؛ «چو روباه» تشبیه؛ «شیر / روباه» مراعات نظیر و در این داستان دارای تقابل نمادین هستند.

⭐ مفهوم: به جای وابستگی و انتظار کمک دیگران، انسان باید توانمند، فعال و اهل کوشش باشد.
چنان سعی کن کز تو ماند چو شیر
چه باشی چو روبه به وامانده سیر؟
✓ معنی: آن‌قدر تلاش کن و توانمند باش که مانند شیر، دیگران نیز از حاصل کار تو بهره‌مند شوند؛ چرا مانند روباه باشی که منتظر باقی‌مانده غذای دیگران است تا سیر شود؟

واژه‌ها: سعی: کوشش و تلاش؛ کز: که از؛ وامانده: باقی‌مانده؛ روبه: روباه.

آرایه‌ها: در مصراع اول «تو» به «شیر» و در مصراع دوم به «روباه» تشبیه شده است؛ مصراع دوم پرسش انکاری دارد؛ «چه / چو» و «شیر / سیر» جناس ناهمسان دارند.

⭐ مفهوم: آن‌قدر تلاش کن که نه تنها نیازمند دیگران نباشی، بلکه بتوانی به نیازمندان نیز کمک کنی.
بخور تا توانی به بازوی خویش
که سعیت بود در ترازوی خویش
✓ معنی: تا جایی که می‌توانی با نیروی خودت کار کن و از حاصل تلاش خودت زندگی کن؛ زیرا ارزش و نتیجۀ کوشش هر انسان به خود او بازمی‌گردد.

واژه‌ها: بازو: در اینجا نیرو و توانایی؛ سعی: کوشش؛ ترازو: وسیلۀ سنجش.

آرایه‌ها: «بازو» مجاز از نیرو و توانایی؛ «خوردن به بازوی خویش» کنایه از زندگی کردن با حاصل کار و کوشش خود.

⭐ مفهوم: استقلال، تلاش و بهره‌مندی از دسترنج خود.
بگیر ای جوان دست درویش پیر
نه خود را بیفگن که دستم بگیر
✓ معنی: ای جوان، تو باید دست انسان پیر و نیازمند را بگیری و به او کمک کنی؛ نه اینکه خودت را ناتوان و محتاج نشان دهی و از دیگران بخواهی دست تو را بگیرند.

واژه‌ها: درویش: فقیر و نیازمند؛ بیفگن: بینداز؛ دست گرفتن: یاری کردن.

آرایه‌ها: «دست گرفتن» کنایه از کمک کردن؛ «خود را افکندن» کنایه از خود را ناتوان و محتاج نشان دادن؛ «جوان / پیر» تضاد.

⭐ مفهوم: توانایی انسان باید وسیله‌ای برای یاری افراد ناتوان و نیازمند باشد.
خدا را بر آن بنده بخشایش است
که خلق از وجودش در آسایش است
✓ معنی: خداوند به بنده‌ای لطف و بخشایش دارد که مردم از وجود و کارهای او سود ببرند و در آسایش باشند.

واژه‌ها: بخشایش: بخشش، آمرزش؛ خلق: مردم، آفریدگان؛ وجود: هستی.

نکته زبانی: «را» در «خدا را» مفهوم دارندگی دارد؛ یعنی خداوند برای چنین بنده‌ای بخشایش دارد.

⭐ مفهوم: محبوب خداوند کسی است که وجودش برای دیگران سودمند باشد.
کرم ورزد آن سر که مغزی در اوست
که دون‌همتانند بی‌مغز و پوست
✓ معنی: انسان خردمند و صاحب اندیشه بخشنده و جوانمرد است؛ زیرا افراد کوتاه‌همت و فرومایه از خرد و اندیشۀ حقیقی بهره‌ای ندارند.

واژه‌ها: کرم ورزیدن: بخشندگی و جوانمردی کردن؛ سر: در اینجا انسان؛ مغز: در اینجا عقل و اندیشه؛ دون‌همت: کوتاه‌همت، فرومایه و کوتاه‌اندیشه؛ پوست: ظاهر.

آرایه‌ها: «سر» مجاز از انسان؛ «مغز» مجاز از عقل و اندیشه؛ «مغز / پوست» مراعات نظیر و تقابل معنایی؛ «بی‌مغز» کنایه از نادان و بی‌خرد.

⭐ مفهوم: بخشندگی و یاری دیگران نشانۀ خردمندی و بلندهمتی است.
کسی نیک بیند به هر دو سرای
که نیکی رساند به خلق خدای
✓ معنی: کسی در دنیا و آخرت نیکی و خوشبختی می‌بیند که به بندگان و آفریدگان خدا نیکی کند.

واژه‌ها: نیک: خوبی، خیر؛ سرا: خانه؛ دو سرای: دنیا و آخرت؛ خلق: مردم، آفریدگان.

آرایه‌ها: «دو سرای» کنایه از دنیا و آخرت؛ «نیک / نیکی» اشتقاق و جناس افزایشی؛ «خلق / خدای» تناسب.

⭐ مفهوم: نیکی به دیگران سبب سعادت انسان در دنیا و آخرت می‌شود.

شیر و روباه در درس نیکی نماد چه کسانی هستند؟

شیر: نماد انسان توانمند، کوشا، مستقل و بخشنده است؛ کسی که با تلاش خود روزی به دست می‌آورد و دیگران نیز از حاصل کار او بهره‌مند می‌شوند.

روباه: نماد انسان ناتوان و وابسته است که توان کار ندارد و از باقی‌ماندۀ حاصل تلاش دیگران بهره می‌برد.

پیام سعدی: اگر انسان توانایی کار کردن دارد، باید مانند شیر باشد، نه اینکه خود را مانند روباه ناتوان کند و منتظر کمک دیگران بماند.

پیام اصلی درس نیکی فارسی یازدهم چیست؟

⭐ پیام اصلی: توکل حقیقی به خداوند به معنی دست کشیدن از کار و کوشش نیست. انسان تا زمانی که توانایی دارد باید برای تأمین زندگی خود تلاش کند و حتی آن‌قدر توانمند و بخشنده باشد که بتواند به افراد ناتوان و نیازمند نیز کمک کند. توکل باید همراه با حرکت، تلاش و مسئولیت‌پذیری باشد.

ارتباط درس نیکی با ضرب المثل از تو حرکت از خدا برکت

داستان درس «نیکی» دقیقاً همین مفهوم را آموزش می‌دهد. درویش ابتدا تصور می‌کند چون خداوند روزی روباه ناتوان را می‌رساند، او نیز می‌تواند دست از تلاش بکشد و فقط منتظر روزی خداوند بماند؛ اما در پایان درمی‌یابد که این برداشت نادرست است. انسان توانمند باید تلاش کند و در کنار تلاش خود به خدا توکل داشته باشد. بنابراین «از تو حرکت، از خدا برکت» یعنی انسان وظیفۀ کوشش را انجام دهد و برای نتیجه و برکت کار به خداوند اعتماد کند.

معنی کلمات درس اول نیکی فارسی یازدهم

روبه: روباه
فرو ماندن: متحیر و شگفت‌زده شدن
صُنع: آفرینش، آفریدن
چون: چگونه؛ گاهی به معنی هنگامی که
شوریده‌رنگ: آشفته‌حال
برآمد: بیرون آمد، ظاهر شد
شغال: جانوری گوشت‌خوار از تیرۀ سگان
نگون‌بخت: بدبخت، بداقبال
قوت: خوراک و غذای روزانه
روزی‌رسان: خداوند
دیده: چشم
کنج: گوشه
پیلان: فیل‌ها
زنخدان: چانه
جیب: گریبان، یقه
غیب: پنهان و نهان از چشم
تیمار خوردن: غم‌خواری و مراقبت کردن
چنگ: نوعی ساز زهی
دغل: ناراست، حیله‌گر
شل: دست و پای ازکارافتاده
وامانده: باقی‌مانده
سعی: کوشش و تلاش
بخشایش: بخشش و آمرزش
کرم: بخشش و جوانمردی
دون‌همت: کوتاه‌همت، فرومایه و کوتاه‌اندیشه
سرا: خانه؛ در «دو سرا» دنیا و آخرت

آرایه های مهم درس نیکی فارسی یازدهم

بی‌دست و پای: کنایه از ناتوان و ازکارافتاده
زندگانی به سر بردن: کنایه از زندگی و روزگار گذراندن
رنگ / چنگ: جناس ناهمسان
شیر / سیر: جناس ناهمسان
روز / روزی: جناس افزایشی
دیده بیننده کردن: کنایه از آگاه کردن
تکیه بر آفریننده کردن: کنایه از توکل به خدا
مور / زور: جناس ناهمسان
جیب / غیب: جناس ناهمسان
بیگانه / دوست: تضاد
هوش / گوش: جناس ناهمسان
شیر درنده باش: تشبیه فشرده
چو روباه: تشبیه
دست گرفتن: کنایه از کمک و یاری کردن
جوان / پیر: تضاد
مغز / پوست: مراعات نظیر و تقابل معنایی
بی‌مغز: کنایه از نادان و بی‌خرد

خلاصه درس اول نیکی فارسی یازدهم

درویشی روباه ناتوانی را می‌بیند و با خود می‌اندیشد که این حیوان چگونه روزی خود را به دست می‌آورد. سپس مشاهده می‌کند که شیری شغالی را شکار می‌کند و روباه از باقی‌ماندۀ غذای شیر سیر می‌شود. روز بعد نیز همین اتفاق تکرار می‌شود. درویش نتیجه می‌گیرد که خداوند بدون تلاش نیز روزی او را خواهد رساند؛ بنابراین گوشه‌نشین می‌شود و دست از کار می‌کشد. پس از مدتی بر اثر گرسنگی بسیار ضعیف می‌شود تا اینکه ندایی به او می‌گوید به جای اینکه مانند روباه منتظر باقی‌ماندۀ دیگران باشد، مانند شیر کار و تلاش کند تا دیگران نیز از حاصل کوشش او بهره‌مند شوند. سعدی در پایان نتیجه می‌گیرد که انسان خردمند و نیکوکار کسی است که علاوه بر تلاش برای زندگی خود، به دیگران نیز نیکی کند.

نکات مهم امتحانی درس نیکی

شیر: نماد انسان توانمند، کوشا و بخشنده
روباه: نماد انسان ناتوان و وابسته
پیام کلی: توکل باید همراه با تلاش و کوشش باشد.
بیت ۶: درویش از روزی‌رسانی خدا برداشت نادرستی می‌کند.
بیت ۱۲: تشویق انسان به تلاش و سود رساندن به دیگران
بیت ۱۴: توانمند باید دست نیازمند را بگیرد، نه اینکه خود را نیازمند دیگران کند.
بیت ۱۵: خداوند کسی را می‌بخشد که وجودش سبب آسایش مردم باشد.
بیت ۱۶: بخشندگی نشانۀ خرد و بلندهمتی است.
بیت ۱۷: نیکی به مردم سبب سعادت در دنیا و آخرت می‌شود.
ارتباط با ضرب‌المثل: «از تو حرکت، از خدا برکت»
بیشتر بخوانید : 
اگه خوب بود امتیاز بده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا