در این مطلب معنی درس هجدهم فارسی دهم «عظمت نگاه» را به صورت کامل و بخش به بخش میخوانید. معنی واژههای دشوار، آرایههای ادبی، کنایهها، نکات زبانی، مفهوم عبارتها و پیامهای مهم درس ۱۸ فارسی دهم نیز در ادامه بررسی شده است.
📘 شناسنامه درس:
نام درس: عظمت نگاه
درس: هجدهم فارسی دهم
نویسنده: آندره ژید
اثر: مائدههای زمینی
مخاطب متن: ناتانائیل
موضوع: خودشناسی، خداشناسی، نوع نگاه به جهان، مسئولیت انسان، انتظار، تجربه و زندگی آگاهانه
💡 ناتانائیل کیست؟ ناتانائیل مخاطبی است که آندره ژید در کتاب «مائدههای زمینی» سخنان خود را خطاب به او بیان میکند. بنابراین هرجا در درس با «ناتانائیل» روبهرو میشویم، نویسنده در حال پند دادن و انتقال تجربهها و اندیشههای خود به مخاطب است.
معنی درس هجدهم عظمت نگاه فارسی دهم
ناتانائیل، آنگاه که کتابم را خواندی، دلم میخواهد که این کتاب، شوق پرواز را در تو برانگیزد. کاش کتابم به تو بیاموزد که بیشتر از این کتاب، به خود بپردازی.
✓ معنی روان: ای ناتانائیل، وقتی کتاب مرا خواندی، آرزو دارم مطالب آن در تو شور و اشتیاقی برای رشد و تعالی ایجاد کند. امیدوارم این کتاب به تو بیاموزد که به جای وابستگی به خود کتاب، بیشتر به شناخت وجود و حقیقت خودت بپردازی.
واژهها: آنگاه: آن زمان؛ شوق: اشتیاق و میل فراوان؛ برانگیختن: پدید آوردن، تحریک کردن؛ به خود پرداختن: به شناخت و پرورش خود مشغول شدن.
آرایهها: «پرواز» در اینجا معنایی فراتر از پرواز جسمانی دارد و به حرکت به سوی تعالی و معنویت اشاره میکند؛ «دل» در «دلم میخواهد» مجاز از وجود و خواست نویسنده است.
مفهوم: هدف حقیقی مطالعه باید رشد، خودشناسی و تعالی انسان باشد، نه صرفاً خواندن و حفظ کردن مطالب.
ناتانائیل، آرزو مکن که خدا را جز در همه جا، در جایی دیگر بیابی.
✓ معنی روان: ای ناتانائیل، تصور نکن که خداوند فقط در مکان خاصی یافت میشود؛ نشانههای حضور و قدرت او را میتوان در سراسر هستی مشاهده کرد.
مفهوم: حضور خداوند محدود به مکان خاصی نیست و سراسر جهان آفرینش میتواند انسان را به یاد آفریدگار بیندازد.
هر آفریدهای نشانه خداوند است؛ اما هیچ آفریدهای نشاندهنده او نیست. همین که آفریدهای نگاهمان را به خویش معطوف کند، ما را از راه آفریدگار بازمیگرداند.
✓ معنی روان: هر موجودی در جهان نشانهای از قدرت و آفرینندگی خداوند است؛ اما هیچ موجودی به تنهایی نمیتواند حقیقت خدا را به طور کامل نشان دهد. اگر به جای توجه به آفرینندۀ جهان، تمام توجه خود را فقط به یکی از آفریدهها معطوف کنیم و به آن دل ببندیم، از شناخت آفریدگار دور میشویم.
واژهها: آفریده: مخلوق؛ معطوف: متوجه، مایل و متوجهشده؛ آفریدگار: آفریننده.
آرایهها: «آفریده / آفریدگار» همریشهاند؛ «است / نیست» تضاد دارند.
مفهوم: آفریدهها وسیلهای برای شناخت آفریدگارند؛ نباید چنان به آنها دل بست که انسان از حقیقت اصلی غافل شود.
خدا در همه جا هست؛ در هر جا که به تصور درآید، و «نایافتنی» است.
✓ معنی روان: نشانههای حضور خداوند را در همه جای جهان میتوان یافت؛ با این حال، ذات خداوند فراتر از آن است که انسان بتواند او را مانند موجودات عادی با حواس خود پیدا و مشاهده کند.
واژهها: تصور: پندار، آنچه در ذهن شکل میگیرد؛ نایافتنی: آنچه نمیتوان آن را یافت.
آرایه: «در همه جا هست / نایافتنی است» دارای حالت متناقضنما (پارادوکس) است؛ زیرا در ظاهر دو مفهوم ناسازگار در کنار هم قرار گرفتهاند، اما در معنی قابل جمعاند.
⭐ نکته مهم امتحانی: تناقض ظاهری این عبارت در این است که خداوند «همه جا هست» اما در عین حال «نایافتنی» است؛ یعنی حضور و نشانههای او همه جاست، ولی ذات او با حواس ظاهری قابل یافتن نیست.
و تو ناتانائیل، به کسی مانند خواهی بود که برای هدایت خویش در پی نوری میرود که خود به دست دارد.
✓ معنی روان: ای ناتانائیل، تو مانند کسی هستی که برای یافتن راه درست دنبال چراغ و روشنایی میگردد، در حالی که همان نور و وسیلۀ هدایت را از پیش در اختیار دارد.
واژهها: هدایت: راهنمایی؛ در پی: به دنبال.
آرایهها: کل عبارت دارای تشبیه است؛ «به دست داشتن» کنایه از در اختیار داشتن است؛ نور میتواند نمادی از هدایت و شناخت باشد.
مفهوم: انسان باید برای شناخت حقیقت به ظرفیت شناخت و بینش درونی خود نیز توجه کند.
هر جا بروی، جز خدا نخواهی دید.
✓ معنی روان: هر کجای جهان را که بنگری، نشانههای قدرت، حکمت و آفرینندگی خداوند را مشاهده خواهی کرد.
ناتانائیل، همچنان که میگذری، به همه چیز نگاه کن و در هیچ جا درنگ مکن. به خود بگو که تنها خداست که گذرا نیست.
✓ معنی روان: ای ناتانائیل، در مسیر زندگی به پدیدههای جهان توجه کن و از آنها بیاموز، اما به هیچکدام وابستگی همیشگی پیدا نکن؛ زیرا همۀ پدیدههای جهان ناپایدارند و تنها خداوند جاودانه و همیشگی است.
واژهها: درنگ: توقف؛ گذرا: ناپایدار، موقتی.
آرایهها: «همه / هیچ» تضاد؛ «در هیچ جا درنگ مکن» در مفهوم کلی متن، دعوت به دل نبستن به امور ناپایدار است.
مفهوم: دل نبستن به امور ناپایدار دنیا و توجه به حقیقتی ماندگار.
ای کاش عظمت در نگاه تو باشد، و نه در آن چیزی که بدان نگاه میکنی.
✓ معنی روان: آرزو میکنم بزرگی و زیبایی در شیوۀ نگاه و نگرش تو باشد، نه اینکه برای درک عظمت همیشه به دنبال چیزهای ظاهراً بزرگ و شگفتانگیز بگردی.
واژه: عظمت: بزرگی، شکوه.
⭐ مفهوم عنوان درس «عظمت نگاه»: ارزش و زیبایی جهان تنها به چیزی که میبینیم وابسته نیست؛ نوع نگاه، نگرش و قدرت درک ما نیز اهمیت دارد. انسانی که نگاه عمیق و آگاهانه دارد، میتواند در پدیدههای ساده نیز حقیقت و زیبایی را ببیند.
ناتانائیل، من به تو شور و شوقی خواهم آموخت.
✓ معنی روان: ای ناتانائیل، میخواهم عشق، اشتیاق و شور زندگی و شناخت حقیقت را به تو بیاموزم.
واژهها: شور: ذوق و هیجان؛ شوق: اشتیاق و آرزومندی.
اعمال ما وابسته به ماست؛ همچنان که روشنایی فسفر به فسفر.
✓ معنی روان: کارهایی که انجام میدهیم از وجود و انتخاب خود ما سرچشمه میگیرند و مسئولیت آنها نیز بر عهدۀ خود ماست؛ همانطور که روشنایی فسفر از خود فسفر پدید میآید.
واژهها: اعمال: جمع عمل، کردارها؛ فسفر: عنصری شیمیایی که برخی گونههای آن ویژگی درخشندگی دارند.
آرایه: وابستگی اعمال انسان به خود او به وابستگی روشنایی فسفر به فسفر تشبیه شده است؛ بنابراین عبارت دارای تشبیه است.
مفهوم: انسان در برابر اعمال و انتخابهای خود مسئول است.
از راست است که ما را میسوزاند، اما برایمان شکوه و درخشش به ارمغان میآورد.
✓ معنی روان: درست است که بعضی تجربهها، تلاشها و سختیها موجب رنج ما میشوند، اما همین دشواریها میتوانند سبب رشد، بزرگی و ارزشمندی انسان شوند.
واژهها: راست: درست؛ ارمغان: هدیه؛ شکوه: بزرگی و عظمت.
مفهوم: تحمل سختیها میتواند زمینۀ رشد و ارزشمندی انسان را فراهم کند.
و اگر جان ما ارزشی داشته باشد، برای این است که سختتر از برخی جانهای دیگر سوخته است.
✓ معنی روان: اگر وجود و شخصیت ما ارزشمند شده است، یکی از علتهای آن تحمل رنجها، دشواریها و تجربههای سخت زندگی است.
واژه و آرایه: سوخته: در اینجا به معنی رنج و سختی کشیده است و معنای حقیقی سوختن در آتش منظور نیست.
مفهوم: سختیهای زندگی در صورت برخورد درست با آنها میتوانند موجب پختگی و رشد انسان شوند.
نیکوترین اندرز من، این است: «تا آنجا که ممکن است بار بشر را به دوش گرفتن.»
✓ معنی روان: بهترین پند من این است که انسان تا جایی که توان دارد، به دیگران کمک کند و بخشی از رنجها و مشکلات آنان را کاهش دهد.
واژه: اندرز: پند و نصیحت.
آرایهها: «بار کسی را به دوش گرفتن» کنایه از کمک و خدمت کردن به اوست؛ «بار» در این عبارت میتواند استعاره از مشکلات و دشواریهای انسانها باشد.
⭐ پیام: یکی از نشانههای رشد انسانی، بیتفاوت نبودن در برابر مشکلات دیگران و تلاش برای کمک به آنهاست.
آه! چه میشد اگر میتوانستم به چشمانم بینشی تازه ببخشم و کاری کنم که هرچه بیشتر به آسمان نیلگونی مانند شوند که بدان مینگرند؛ آسمانی که پس از بارش باران، صاف و روشن است.
✓ معنی روان: ای کاش میتوانستم دیدگاه و نگرش خود را تازه و پاک کنم و با چشمانی روشنتر و عمیقتر به جهان بنگرم؛ همانگونه که آسمان پس از باران پاک، صاف و روشن میشود.
واژهها: بینش: نگرش، بصیرت و شیوۀ درک؛ نیلگون: آبیرنگ؛ نگریستن: نگاه کردن.
آرایهها: «آه» شبهجمله؛ چشم به آسمان صاف و نیلگون تشبیه شده است؛ «آسمان نیلگون» دارای تشبیه رنگ آسمان به نیل است.
مفهوم: آرزوی دستیابی به نگرشی تازه، پاک و روشن برای شناخت بهتر حقیقت.
معنی بخش انتظار در درس عظمت نگاه
ناتانائیل، با تو از انتظار سخن خواهم گفت. من دشت را به هنگام تابستان دیدهام که انتظار میکشید؛ انتظار اندکی باران. گرد و غبار جادهها زیاد سبک شده بود و به کمترین نسیمی به هوا برمیخاست. زمین از خشکی ترک برمیداشت. گویی میخواست پذیرای آبی بیشتر شود.
✓ معنی روان: ای ناتانائیل، میخواهم دربارۀ انتظار با تو سخن بگویم. دشت تشنۀ تابستان را دیدهام که در انتظار اندکی باران بود. خشکی چنان زیاد شده بود که گرد و خاک با کوچکترین نسیم بلند میشد و زمین ترک میخورد؛ گویی زمین با این ترکها خود را برای دریافت آب بیشتر آماده میکرد.
واژهها: نسیم: باد ملایم؛ برمیخاست: بلند میشد؛ پذیرا: پذیرنده؛ گویی: انگار، گویا.
آرایهها: انتظار کشیدن دشت و خواستن آب، تشخیص؛ «باران / خشکی» تضاد؛ «دشت، زمین، باران، آب، نسیم» مراعات نظیر؛ ترک خوردن زمین برای پذیرش آب بیشتر، حسن تعلیل دارد.
مفهوم: انتظار حقیقی با آمادگی برای پذیرفتن چیزی همراه است؛ همانطور که زمین تشنه آمادۀ پذیرش باران میشود.
آسمان را دیدهام که در انتظار سپیدهدم میلرزید. ستارهها یکیک رنگ میباختند. چمنزارها غرق در شبنم بودند.
✓ معنی روان: آسمان را دیدهام که گویی بیصبرانه در انتظار رسیدن صبح و روشنایی بود. با نزدیک شدن سپیدهدم، ستارهها کمکم ناپدید میشدند و چمنزارها از قطرههای شبنم پوشیده شده بودند.
واژهها: سپیدهدم: سحرگاه و آغاز صبح؛ شبنم: قطرههای ریز آب که هنگام شب و صبح بر گیاهان مینشیند؛ رنگ باختن: کمرنگ و ناپدید شدن.
آرایهها: «آسمان در انتظار بود» تشخیص؛ «رنگ باختن ستارهها» کنایه از کمرنگ و ناپدید شدن آنها؛ «چمنزارها غرق در شبنم بودند» اغراق؛ «سپیدهدم، آسمان، ستاره، چمنزار، شبنم» مراعات نظیر.
مفهوم: زیبایی و ارزش انتظار و آمادگی برای رسیدن روشنایی.
ناتانائیل، کاش هیچ انتظاری در وجودت، حتی رنگ هوس به خود نگیرد، بلکه تنها آمادگی برای پذیرش باشد.
✓ معنی روان: ای ناتانائیل، آرزو میکنم انتظار تو با خواستههای نفسانی و هوسآلود آمیخته نشود؛ انتظار حقیقی باید نوعی آمادگی خالصانه برای پذیرفتن آنچه پیش میآید باشد.
واژهها: هوس: میل و خواهش نفسانی؛ پذیرش: قبول کردن.
آرایه: «رنگ چیزی را گرفتن» کنایه از اثر پذیرفتن و ویژگی آن چیز را پیدا کردن است؛ «رنگ هوس» تصویری ادبی از آمیخته شدن انتظار با خواهشهای نفسانی است.
منتظر هر آنچه به سویت میآید، باش و جز آنچه به سویت میآید، آرزو مکن.
✓ معنی روان: برای آنچه زندگی پیش روی تو قرار میدهد آماده باش و خود را گرفتار آرزوهای بیهوده و دور از واقعیت نکن.
مفهوم: پذیرش آگاهانۀ زندگی و دوری از آرزوهای بیهوده.
بدان که در لحظهلحظۀ روز میتوانی خدا را به تمامی در تملک خویش داشته باشی.
✓ معنی روان: بدان که در هر لحظۀ زندگی میتوانی حضور خداوند را در وجود و زندگی خود احساس کنی و به او نزدیک باشی.
واژهها: به تمامی: کاملاً؛ تملک: در اختیار و مالکیت داشتن.
کاش آرزویت از سر عشق باشد و تصاحبت عاشقانه؛ زیرا آرزویی ناکارآمد به چه کار میآید؟
✓ معنی روان: آرزو میکنم خواستههایت از عشق حقیقی سرچشمه بگیرند و رسیدن به آنها نیز عاشقانه باشد؛ زیرا آرزویی که هیچ اثر و نتیجۀ ارزشمندی نداشته باشد، سودی ندارد.
واژهها: از سر: از روی، از راه؛ تصاحب: به دست آوردن؛ ناکارآمد: بیفایده، بدون کارایی.
آرایه: «آرزویی ناکارآمد به چه کار میآید؟» استفهام انکاری است؛ یعنی چنین آرزویی هیچ فایدهای ندارد.
ناتانائیل، تنها خداست که نمیتوان در انتظارش بود. در انتظار خدا بودن، ناتانائیل، یعنی درنیافتن این که او را هماکنون در وجود خود داری.
✓ معنی روان: ای ناتانائیل، نباید خدا را مانند چیزی تصور کنی که قرار است در آینده به تو برسد؛ زیرا خداوند همین اکنون به تو نزدیک است و نشانههای حضور او در وجود و زندگی تو هست.
مفهوم: برای احساس حضور خداوند نباید منتظر آینده ماند؛ انسان باید همین اکنون متوجه حضور او باشد.
تمایزی میان خدا و خوشبختی قائل مشو و همه خوشبختی خود را در همین دم، قرار ده.
✓ معنی روان: خداوند و خوشبختی حقیقی را از یکدیگر جدا ندان و سعادت خود را تنها به آینده موکول نکن؛ ارزش لحظۀ اکنون را دریاب.
واژهها: تمایز: تفاوت و جدایی؛ قائل شدن: در نظر گرفتن؛ دم: در اینجا لحظه و زمان حال.
آرایه: «دم» مجاز از لحظه و زمان حال است.
به شامگاه، چنان بنگر که گویی روز بایستی در آن فرو میرد و به بامداد پگاه چنان بنگر که گویی همه چیز در آن زاده میشود.
✓ معنی روان: به غروب چنان نگاه کن که گویی پایان و مرگ روز است و به صبح زود چنان بنگر که انگار جهان دوباره متولد میشود و زندگی از نو آغاز میگردد.
واژهها: شامگاه: هنگام غروب و آغاز شب؛ بامداد: صبح؛ پگاه: صبح بسیار زود؛ فرو میرد: خاموش و نابود میشود، در اینجا غروب میکند.
آرایهها: «شامگاه / بامداد» تضاد؛ «فرو مردن / زاده شدن» تضاد؛ مرگ روز و زاده شدن چیزها، تصویری ادبی از پایان و آغاز دوبارۀ زندگی است.
مفهوم: جهان را هر روز با نگاهی تازه ببین و در پایان و آغاز پدیدهها تأمل کن.
نگرش تو باید در هر لحظه نو شود. خردمند کسی است که از هر چیزی به شگفت درآید.
✓ معنی روان: باید همیشه با نگاهی تازه به جهان نگاه کنی. انسان خردمند کسی است که به پدیدههای جهان عادت نمیکند و میتواند زیبایی و شگفتی آنها را دوباره کشف کند.
واژهها: نگرش: دیدگاه و بینش؛ خردمند: دانا؛ به شگفت درآمدن: تعجب کردن.
⭐ ارتباط با عنوان درس: این عبارت یکی از کلیدیترین جملههای «عظمت نگاه» است؛ انسان خردمند جهان را با نگاهی زنده، تازه و جستوجوگر میبیند و اجازه نمیدهد عادت، شگفتی پدیدهها را از بین ببرد.
سرچشمه همه دردسرهای تو، ای ناتانائیل، گوناگونی چیزهایی است که داری؛ حتی نمیدانی که از آن میان کدامین را دوستتر داری و این را درنمییابی که یگانه دارایی آدمی، زندگی است.
✓ معنی روان: ای ناتانائیل، بسیاری از گرفتاریهای تو از وابستگی به داراییهای گوناگون سرچشمه میگیرد؛ آنقدر چیزهای مختلف داری که حتی نمیدانی کدام را بیشتر دوست داری. در حالی که ارزشمندترین و حقیقیترین دارایی انسان، خودِ زندگی اوست.
واژهها: سرچشمه: منشأ و آغاز؛ گوناگونی: تنوع؛ یگانه: تنها.
مفهوم: زیادهخواهی و وابستگی به داراییهای متعدد انسان را سرگردان میکند؛ خود زندگی ارزشمندترین سرمایۀ انسان است.
برای من «خواندن این که شنهای ساحل نرم است»، بس نیست؛ میخواهم که پاهای برهنهام آن را حس کنند.
✓ معنی روان: برای من کافی نیست که فقط در کتاب بخوانم شنهای ساحل نرم هستند؛ میخواهم خودم با پای برهنه روی آنها قدم بگذارم و نرمیشان را مستقیماً تجربه کنم.
واژهها: بس: کافی؛ برهنه: بدون پوشش.
مفهوم: دانش نظری به تنهایی کافی نیست؛ بخشی از شناخت حقیقی از راه تجربۀ مستقیم و شخصی به دست میآید.
به چشم من، هر شناختی که مبتنی بر احساس نباشد، بیهوده است.
✓ معنی روان: از نظر من، شناختی که انسان هیچ تجربه و احساس شخصی از آن نداشته باشد، ارزش چندانی ندارد.
واژهها: مبتنی: استوار و بناشده بر چیزی؛ بیهوده: بیفایده.
آرایه: «چشم» در «به چشم من» مجاز از دیدگاه و نظر است.
هرگز هیچ زیبایی لطیفی را در این جهان ندیدهام که بیدرنگ نخواسته باشم، تمامی مهرم را نثارش کنم. ای زیبای عاشقانه زمین، شکوفایی گستره تو دلانگیز است!
✓ معنی روان: هرگاه زیبایی لطیفی در جهان دیدهام، فوراً خواستهام با تمام وجود آن را دوست بدارم. ای زمین زیبا و دوستداشتنی، گستردگی و شکوفایی تو بسیار دلنشین و جذاب است.
واژهها: لطیف: ظریف و دلپذیر؛ بیدرنگ: فوراً، بدون تأخیر؛ مهر: محبت و عشق؛ نثار: پیشکش؛ گستره: پهنه؛ دلانگیز: زیبا و دلنشین.
آرایهها: خطاب مستقیم به زمین، تشخیص ایجاد کرده است؛ «نثار کردن مهر» تصویری ادبی از بخشیدن و ابراز کامل محبت است.
مفهوم: عشق ورزیدن به زیباییهای جهان و درک مستقیم و عمیق زندگی.
مفهوم عنوان عظمت نگاه چیست؟
عنوان «عظمت نگاه» بر این اندیشه تأکید دارد که ارزش آنچه انسان میبیند فقط به خود پدیدهها وابسته نیست؛ بلکه شیوۀ دیدن، نوع نگرش و عمق بینش انسان اهمیت بیشتری دارد. انسان خردمند با نگاهی تازه، عمیق و جستوجوگر به جهان مینگرد و حتی در سادهترین پدیدههای زندگی، زیبایی، معنا و نشانههای آفرینش را کشف میکند.
مهم ترین پیام های درس هجدهم فارسی دهم
خودشناسی: مطالعه باید وسیلهای برای شناخت و رشد خود انسان باشد.
خداشناسی: نشانههای حضور خداوند در سراسر هستی دیده میشود.
دل نبستن: پدیدههای جهان گذرا هستند و نباید انسان را از حقیقت غافل کنند.
عظمت نگاه: نوع نگرش انسان از بزرگی ظاهری پدیدهها مهمتر است.
مسئولیت: انسان مسئول اعمال و انتخابهای خویش است.
سختی و رشد: دشواریها میتوانند موجب پختگی و ارزشمندی انسان شوند.
خدمت: انسان باید تا حد توان از رنج و مشکلات دیگران بکاهد.
انتظار: انتظار حقیقی همراه با آمادگی است، نه هوس و آرزوهای بیهوده.
زندگی در اکنون: ارزش لحظۀ حال را باید شناخت.
نگاه تازه: انسان خردمند با دیدی نو به جهان مینگرد.
تجربه: شناخت فقط با خواندن کامل نمیشود و تجربۀ شخصی نیز اهمیت دارد.
زندگی: ارزشمندترین دارایی انسان، خود زندگی است.
معنی کلمات مهم درس عظمت نگاه
شوق: اشتیاق، میل فراوان
برانگیختن: پدید آوردن، تحریک کردن
معطوف: متوجه
آفریدگار: آفریننده
نایافتنی: آنچه یافت نمیشود
هدایت: راهنمایی
درنگ: توقف
گذرا: ناپایدار، موقتی
عظمت: بزرگی و شکوه
اعمال: کردارها
ارمغان: هدیه
اندرز: پند
بینش: نگرش، بصیرت
نیلگون: آبیرنگ
نسیم: باد ملایم
پذیرا: پذیرنده
سپیدهدم: سحرگاه
شبنم: قطرههای ریز آب روی گیاهان
هوس: خواهش نفس
تملک: مالکیت و در اختیار داشتن
تصاحب: به دست آوردن
ناکارآمد: بیفایده، بدون کارایی
تمایز: تفاوت و جدایی
شامگاه: هنگام غروب
بامداد: صبح
پگاه: صبح زود
نگرش: دیدگاه
خردمند: دانا
گستره: پهنه
دلانگیز: دلنشین
آرایه های مهم درس هجدهم عظمت نگاه
شوق پرواز: پرواز در مفهوم حرکت به سوی تعالی و معنویت
خدا در همه جا هست و نایافتنی است: متناقضنما (پارادوکس)
به دست داشتن: کنایه از در اختیار داشتن
همه / هیچ: تضاد
اعمال ما وابسته به ماست؛ همچنان که روشنایی فسفر به فسفر: تشبیه
بار بشر را به دوش گرفتن: کنایه از کمک و خدمت به دیگران
بار: استعاره از سختیها و مشکلات
انتظار کشیدن دشت: تشخیص
باران / خشکی: تضاد
ترک خوردن زمین برای پذیرش آب: حسن تعلیل
انتظار کشیدن آسمان: تشخیص
رنگ باختن ستارهها: کنایه از کمرنگ و ناپدید شدن
چمنزارها غرق در شبنم بودند: اغراق
رنگ چیزی را گرفتن: کنایه از اثر پذیرفتن
آرزویی ناکارآمد به چه کار میآید؟: استفهام انکاری
دم: مجاز از لحظه
شامگاه / بامداد: تضاد
فرو مردن / زاده شدن: تضاد
به چشم من: چشم مجاز از دیدگاه و نظر
خطاب به زمین: تشخیص
خلاصه درس هجدهم عظمت نگاه فارسی دهم
آندره ژید در درس «عظمت نگاه»، ناتانائیل را به خودشناسی، شناخت خداوند، داشتن نگاهی تازه به جهان و تجربۀ مستقیم زندگی دعوت میکند. او میگوید آفریدههای جهان میتوانند نشانهای برای شناخت آفریدگار باشند، اما نباید چنان به آنها وابسته شد که انسان حقیقت را فراموش کند. نویسنده انسان را مسئول اعمال خود میداند، تحمل آگاهانۀ سختیها را زمینهای برای رشد میشمارد و کمک به دیگران را یکی از بهترین اندرزهای خود معرفی میکند. در بخش دیگری از درس، انتظار حقیقی را با آمادگی همراه میداند و انسان را از هوس و آرزوهای بیهوده دور میکند. در پایان نیز بر تازه کردن نگرش، ارزش زندگی، تجربۀ شخصی و عشق ورزیدن به زیباییهای جهان تأکید میکند.
نکات مهم امتحانی درس ۱۸ فارسی دهم
نویسنده عظمت نگاه: آندره ژید
اثر: مائدههای زمینی
ناتانائیل: مخاطب متن
عظمت نگاه: اهمیت نوع نگرش و شیوۀ دیدن جهان
خدا در همه جا هست و نایافتنی است: متناقضنما
تنها خداست که گذرا نیست: تأکید بر جاودانگی خداوند و ناپایداری جهان
اعمال ما وابسته به ماست: مسئولیت انسان در برابر کردار خود
بار بشر را به دوش گرفتن: کنایه از کمک و خدمت به دیگران
انتظار دشت برای باران: تشخیص و بیان آمادگی در انتظار
رنگ باختن ستارهها: کنایه از کمرنگ و ناپدید شدن
شامگاه / بامداد: تضاد
به چشم من: چشم مجاز از دیدگاه
یگانه دارایی آدمی: زندگی
شناخت حقیقی: در نگاه نویسنده، تجربه و احساس شخصی در کنار آگاهی اهمیت دارد.
بیشتر بخوانید: