مطالب درسی

معنی درس دوم فارسی دهم؛ از آموختن، ننگ مدار با آرایه‌های ادبی و زبانی

معنی متن درس دوم فارسی دهم از آموختن، ننگ مدار صفحه ۱۸، همراه با معنی واژگان مهم، آرایه‌های ادبی و نکات زبانی و فکری.

در این مطلب معنی درس دوم فارسی دهم «از آموختن، ننگ مدار» صفحه ۱۸ را به صورت کامل و بخش‌به‌بخش می‌خوانید. برای هر قسمت از درس، علاوه بر معنی و بازگردانی روان، مهم‌ترین معنی واژه‌ها، آرایه‌های ادبی، نکات زبانی و دستوری و مفهوم عبارت نیز نوشته شده است تا برای مطالعه درس و امتحان فارسی دهم کامل و کاربردی باشد.

📘 راهنمای مطالعه: اگر برای امتحان زمان کمی دارید، ابتدا معنی روان و مفهوم هر بخش را بخوانید. سپس واژه‌های مهم، آرایه‌ها و نکات دستوری را مرور کنید.

معنی درس دوم فارسی دهم از آموختن ننگ مدار

بخش ۱
تا توانی از نیکی کردن میاسا و خود را به نیکی و نیکوکاری به مردم نمای و چون نمودی به خلاف نموده، مباش.
✓ معنی روان: تا جایی که می‌توانی از انجام کارهای خوب دست برندار و خودت را با رفتار نیک به مردم بشناسان؛ اما وقتی خود را نیکوکار نشان دادی، برخلاف آنچه نشان داده‌ای رفتار نکن.
واژه‌ها: توانی = بتوانی؛ نیکی = خوبی و احسان؛ میاسا = دست برندار، توقف نکن؛ نمای = نشان بده؛ نمودی = نشان دادی؛ خلاف = مخالف
نکته زبانی: «میاسا» فعل نهی از مصدر آسودن است؛ بن ماضی آن «آسود» و بن مضارع آن «آسا» است.
نکته دستوری: در «خود را به نیکی و نیکوکاری به مردم نمای»، «خود را» مفعول و «به مردم» متمم است.
مفهوم: انسان باید واقعاً نیکوکار باشد و میان ظاهر و رفتار واقعی او تفاوتی وجود نداشته باشد.
بخش ۲
به زبان، دیگر مگو و به دل، دیگر مدار، تا گندم‌نمای جوفروش نباشی.
✓ معنی روان: چیزی را بر زبان نیاور که در دلت خلاف آن را باور داری؛ یعنی ظاهر و باطنت یکی باشد و دورو و فریبکار نباشی.
واژه‌ها: مدار = نگه ندار؛ گندم‌نما = کسی که گندم نشان می‌دهد؛ جوفروش = کسی که جو می‌فروشد
آرایه‌ها: «گندم‌نمای جوفروش» مثلی معروف و کنایه از انسان دورو و فریبکار است؛ «زبان / دل» مراعات نظیر دارند؛ تکرار «دیگر» واژه‌آرایی است.
مفهوم: پرهیز از دورویی و هماهنگی میان گفتار و باور انسان.
⭐ معنی ساده «گندم‌نمای جوفروش»: کسی که ظاهر خوبی نشان می‌دهد اما در حقیقت آن‌گونه نیست؛ یعنی انسان دورو و فریبکار.
بخش ۳
و اندر همه کاری داد از خویشتن بده، که هر که داد از خویشتن بدهد، از داور مستغنی باشد.
✓ معنی روان: در همه کارها درباره خودت با عدالت و انصاف داوری کن؛ زیرا کسی که خودش حق و انصاف را رعایت کند، از قضاوت دیگران بی‌نیاز می‌شود.
واژه‌ها: اندر = در؛ داد = حق و عدالت؛ داد از خویشتن دادن = درباره خود منصفانه داوری کردن؛ داور = قاضی؛ مستغنی = بی‌نیاز
آرایه‌ها: عبارت با مفهوم حدیث «حاسِبوا قَبلَ أَن تُحاسَبوا» قرابت معنایی دارد؛ یعنی پیش از آنکه دیگران به حساب شما برسند، خودتان اعمالتان را بسنجید.
نکته زبانی: «که» نخست در این عبارت معنی زیرا می‌دهد.
مفهوم: خودارزیابی، انصاف و داوری عادلانه درباره رفتار خویش.
بخش ۴
و اگر غم و شادیت بود، به آن کس گوی که او تیمار غم و شادی تو دارد.
✓ معنی روان: اگر غم یا شادی‌ای داشتی، آن را با کسی در میان بگذار که دلسوز توست و در غم و شادی تو شریک و همراه است.
واژه‌ها: تیمار = غم، مراقبت و دلسوزی؛ تیمار داشتن = غمخوار و مراقب کسی بودن
آرایه‌ها: «غم / شادی» تضاد دارند.
مفهوم: راز و احساسات خود را فقط با انسان دلسوز و قابل اعتماد در میان بگذار.
بخش ۵
و اثر غم و شادی پیش مردمان، بر خود پیدا مکن و به هر نیک و بد، زود شادان و زود اندوهگین مشو که این فعل کودکان باشد.
✓ معنی روان: در برابر مردم، غم و شادی خود را خیلی آشکار نکن و با هر اتفاق خوب یا بد، فوراً شاد یا ناراحت نشو؛ زیرا این رفتار نشانه کودکی و ناپختگی است.
واژه‌ها: اثر = نشانه؛ مردمان = مردم؛ پیدا مکن = آشکار نکن؛ نیک = خوبی؛ اندوهگین = غمگین؛ فعل = کار و رفتار
آرایه‌ها: «غم / شادی»، «نیک / بد» و «شادان / اندوهگین» همگی تضاد دارند.
مفهوم: خویشتن‌داری، پختگی و کنترل احساسات در برابر حوادث زندگی.
بخش ۶
بدان کوش که به هر محالی، از حال و نهاد خویش بنگردی، که بزرگان به هر حق و باطلی از جای نشوند.
✓ معنی روان: تلاش کن که با هر سخن بیهوده و اتفاق ناچیزی، حالت و شخصیت خود را تغییر ندهی؛ زیرا انسان‌های بزرگ با هر اتفاق درست یا نادرستی از حالت تعادل خارج نمی‌شوند.
واژه‌ها: محال = سخن بیهوده، امر ناممکن یا اندیشه باطل؛ نهاد = سرشت و ذات؛ بزرگان = انسان‌های بزرگ و خردمند
آرایه‌ها: «از جای شدن» کنایه از از حالت طبیعی و آرامش خارج شدن؛ «حق / باطل» تضاد.
مفهوم: انسان خردمند با هر سخن و حادثه‌ای تعادل روحی خود را از دست نمی‌دهد.
بخش ۷
و هر شادی که بازگشت آن به غم است، آن را شادی مشمر.
✓ معنی روان: شادمانی‌ای که پایان و نتیجه آن غم و اندوه باشد، شادی واقعی به حساب نیاور.
واژه‌ها: بازگشت = عاقبت و پایان؛ مشمر = به حساب نیاور
نکته زبانی: «مشمر» فعل نهی از مصدر شمردن است؛ بن ماضی «شمرد» و بن مضارع «شمار».
آرایه‌ها: «شادی / غم» تضاد.
مفهوم: برای شناخت ارزش واقعی یک لذت باید به نتیجه و عاقبت آن نیز توجه کرد.
بخش ۸
و به وقت نومیدی امیدوارتر باش و نومیدی را در امید، بسته دان و امید را در نومیدی.
✓ معنی روان: هنگامی که ناامید می‌شوی، بیشتر امیدوار باش و بدان که امید و ناامیدی همیشه می‌توانند به یکدیگر تبدیل شوند؛ پس هیچ‌گاه کاملاً ناامید نشو.
واژه‌ها: نومیدی = ناامیدی؛ بسته دان = وابسته و مرتبط بدان
آرایه‌ها: «امید / نومیدی» تضاد؛ تکرار این دو واژه نیز واژه‌آرایی ایجاد کرده است.
نکته دستوری مهم: در بخش دوم عبارت، فعل «بسته دان» حذف شده است: «امید را در نومیدی [بسته دان]». این حذف به قرینه لفظی است.
مفهوم: پرهیز از ناامیدی و حفظ امید حتی در شرایط دشوار.
💡 نکته امتحانی: این عبارت یکی از مهم‌ترین نمونه‌های حذف به قرینه لفظی در درس دوم است و خود کارگاه متن‌پژوهی نیز درباره همین موضوع سؤال دارد.
بخش ۹
رنج هیچ‌کس ضایع مکن و همه کس را به سزا، حق‌شناس باش؛ خاصه قرابت خویش را.
✓ معنی روان: زحمت و تلاش هیچ‌کس را نادیده نگیر و به شایستگی قدر همه مردم، به‌ویژه خویشاوندان خود را بدان.
واژه‌ها: رنج = زحمت؛ ضایع = تباه و نابود؛ به سزا = به شایستگی؛ حق‌شناس = قدرشناس؛ خاصه = به‌ویژه؛ قرابت = خویشی و خویشاوندی
املای مهم: قرابت = نزدیکی و خویشاوندی
غرابت = شگفتی و عجیب بودن
مفهوم: قدرشناسی از زحمت دیگران، به‌ویژه خانواده و خویشاوندان.
بخش ۱۰
چندان که طاقت باشد، با ایشان نیکی کن و پیران قبیله خویش را حرمت دار.
✓ معنی روان: تا جایی که توان داری به خویشاوندان خود خوبی کن و بزرگان و سالخوردگان خانواده و طایفه را محترم بشمار.
واژه‌ها: چندان که = تا آن اندازه که؛ طاقت = توان؛ ایشان = خویشاوندان؛ پیران = بزرگان و سالخوردگان؛ قبیله = خاندان و طایفه؛ حرمت = احترام
نکته زبانی: «با ایشان نیکی کن» در زبان امروز یعنی به ایشان نیکی کن.
مفهوم: نیکی به خویشاوندان و احترام گذاشتن به بزرگ‌ترها.
بخش ۱۱
ولیکن به ایشان مولع مباش تا همچنان که هنر ایشان همی‌بینی، عیب نیز بتوانی دید.
✓ معنی روان: اما آن‌قدر شیفته و وابسته آنان نباش که عیب‌هایشان را نبینی؛ باید همان‌گونه که خوبی‌ها و فضیلت‌هایشان را می‌بینی، کاستی‌هایشان را نیز تشخیص بدهی.
واژه‌ها: ولیکن = اما؛ مولع = بسیار مشتاق و شیفته؛ همچنان = همان‌گونه؛ هنر = فضیلت و خوبی؛ عیب = نقص؛ همی‌بینی = می‌بینی
آرایه‌ها: «هنر / عیب» تضاد.
نکته زبانی: «همی» در نثر کهن در بسیاری از موارد نقش پیشوند استمرار «می» را دارد؛ «همی‌بینی» یعنی «می‌بینی».
مفهوم: احترام و محبت نباید مانع قضاوت درست و دیدن عیب‌ها شود.
بخش ۱۲
و اگر از بیگانه ناایمن شوی، زود به مقدار ناایمنی، خویش را از وی ایمن گردان.
✓ معنی روان: اگر از فردی بیگانه احساس خطر و ناامنی کردی، به اندازه همان خطری که احساس می‌کنی از خودت محافظت کن.
واژه‌ها: بیگانه = غریبه؛ ناایمن = در معرض خطر؛ خویش = خود؛ وی = او؛ ایمن گردان = در امان نگه دار
آرایه‌ها: «ناایمن / ایمن» تضاد.
مفهوم: احتیاط و محافظت از خود در برابر خطر.
بخش ۱۳
و از آموختن، ننگ مدار تا از ننگ رسته باشی.
✓ معنی روان: از یاد گرفتن و پرسیدن چیزی که نمی‌دانی شرم نکن؛ زیرا آموختن تو را از نادانی و شرمساری نجات می‌دهد.
واژه‌ها: آموختن = یاد گرفتن؛ ننگ = شرمساری و بی‌آبرویی؛ مدار = نداشته باش؛ رسته = رهایی‌یافته و نجات‌یافته
نکته زبانی: «آموختن»: بن ماضی آموخت و بن مضارع آموز؛ «رستن»: بن ماضی رست و بن مضارع ره.
آرایه‌ها: تکرار واژه «ننگ» با دو کاربرد در ساخت جمله، سبب برجستگی و تأکید شده است.
مفهوم: آموختن عیب نیست؛ نادانی و خودداری از یادگیری می‌تواند موجب شرمساری شود.

معنی واژه های مهم درس دوم فارسی دهم

میاسا: دست برندار، توقف نکن
نمودن: نشان دادن
اندر: در
داد: حق و عدالت
داور: قاضی و دادرس
مستغنی: بی‌نیاز
تیمار: غم، مراقبت و دلسوزی
فعل: کار و رفتار
محال: سخن باطل، امر ناممکن
نهاد: ذات و سرشت
مشمر: به حساب نیاور
نومیدی: ناامیدی
ضایع: تباه و نابود
به سزا: به شایستگی
خاصه: به‌ویژه
قرابت: خویشی و خویشاوندی
طاقت: توان
حرمت: احترام
مولع: بسیار مشتاق و شیفته
هنر: فضیلت و خوبی
ناایمن: در معرض خطر
ننگ: شرمساری و بی‌آبرویی
رسته: نجات‌یافته

آرایه های ادبی مهم درس دوم فارسی دهم

عبارت آرایه یا نکته
گندم‌نمای جوفروش مثل و کنایه از دورویی و فریبکاری
غم و شادی تضاد
نیک و بد تضاد
شادان و اندوهگین تضاد
حق و باطل تضاد
از جای شدن کنایه از خارج شدن از حالت آرامش
امید و نومیدی تضاد
هنر و عیب تضاد
ناایمن و ایمن تضاد

نکات دستوری و زبانی مهم درس دوم فارسی دهم

میاسا: فعل نهی؛ از مصدر «آسودن»
مشمر: فعل نهی؛ از مصدر «شمردن»
همی‌بینی: صورت کهن «می‌بینی»
مدار: فعل نهی از «داشتن»
از آموختن: «از» حرف اضافه و «آموختن» متمم
نومیدی را در امید، بسته دان و امید را در نومیدی: در قسمت دوم «بسته دان» به قرینه لفظی حذف شده است.
ضمیر «ایشان»: در متن به خویشاوندان برمی‌گردد.
وی: ضمیر سوم شخص و به معنی او است.

پیام های مهم درس از آموختن ننگ مدار

⭐ پیام‌های اصلی درس:
۱- از نیکوکاری دست نکش.
۲- ظاهر و باطن انسان باید یکی باشد.
۳- با خود و دیگران با انصاف رفتار کن.
۴- احساسات خود را کنترل کن و با هر حادثه‌ای تعادل خود را از دست نده.
۵- حتی در زمان ناامیدی، امید خود را حفظ کن.
۶- قدر زحمت و حق دیگران را بدان.
۷- به خویشاوندان و بزرگ‌ترها احترام بگذار، اما عیب‌های آنان را نیز ببین.
۸- در برابر خطر محتاط باش.
۹- از یادگیری شرم نکن.

مفهوم کلی درس دوم فارسی دهم

✓ جمع‌بندی: درس «از آموختن، ننگ مدار» مجموعه‌ای از اندرزهای اخلاقی عنصرالمعالی کیکاووس است. نویسنده انسان را به نیکوکاری، صداقت، عدالت، خویشتن‌داری، امیدواری، قدرشناسی، احترام به خویشاوندان، احتیاط و آموختن دعوت می‌کند و از دورویی، افراط در احساسات و تعصب کورکورانه برحذر می‌دارد.

نکات مهم امتحانی درس دوم فارسی دهم

⭐ نام درس: از آموختن، ننگ مدار
⭐ نویسنده: عنصرالمعالی کیکاووس
⭐ اثر: قابوس‌نامه
⭐ نوع ادبی: ادبیات تعلیمی و اندرزی
⭐ مهم‌ترین مثل: گندم‌نمای جوفروش
⭐ مهم‌ترین کنایه: از جای شدن
⭐ تضادهای مهم: غم/شادی، نیک/بد، حق/باطل، امید/نومیدی، هنر/عیب، ایمن/ناایمن
⭐ دستور مهم: حذف به قرینه لفظی در «امید را در نومیدی»
⭐ پیام پایانی: از یاد گرفتن شرم نکن تا گرفتار شرمساریِ نادانی نشوی.
مطالب پیشنهادی :
اگه خوب بود امتیاز بده

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا