مطالب درسی
معنی شعر ستایش فارسی دهم؛ آرایههای ادبی به نام کردگار
معنی شعر ستایش به نام کردگار فارسی دهم صفحه ۱۰، همراه با بررسی قلمرو زبانی، ادبی و فکری و آرایههای مهم شعر.
در این مطلب معنی شعر ستایش «به نام کردگار» فارسی دهم را به صورت بیتبهبیت بررسی میکنیم. برای هر بیت، علاوه بر معنی روان و مفهوم، مهمترین معنی واژهها، آرایههای ادبی، نکات زبانی و دستوری نیز نوشته شده است تا برای مطالعه درس و امتحان به منبع دیگری نیاز نداشته باشید.
📘 روش مطالعه: ابتدا معنی هر بیت را بخوانید و مفهوم آن را بفهمید؛ سپس واژهها و آرایهها را مرور کنید. نکات دستوری و امتحانی مهم نیز زیر همان بیت مشخص شدهاند.
معنی شعر ستایش به نام کردگار فارسی دهم
بیت ۱
به نام کردگار هفت افلاک
که پیدا کرد آدم از کفی خاک
به نام کردگار هفت افلاک
که پیدا کرد آدم از کفی خاک
✓ معنی روان: سخنم را به نام خداوندی آغاز میکنم که آفریننده آسمانها و جهان است و انسان را از اندکی خاک آفرید.
واژهها: کردگار = آفریننده؛ افلاک = جمع فلک، آسمانها؛ پیدا کرد = پدید آورد و آفرید؛ کف = به اندازه کف دست، مقدار اندک
آرایهها: «آدم از خاک» تلمیح به آفرینش حضرت آدم از خاک؛ «کف» مجاز از مقدار اندک؛ «هفت افلاک» مجاز از جهان؛ واجآرایی «ک»
نکته زبانی: در «به نام کردگار…» فعل «آغاز میکنم» به قرینه معنایی حذف شده است.
مفهوم: آغاز سخن با نام خدا و اشاره به قدرت آفرینندگی او
آرایهها: «آدم از خاک» تلمیح به آفرینش حضرت آدم از خاک؛ «کف» مجاز از مقدار اندک؛ «هفت افلاک» مجاز از جهان؛ واجآرایی «ک»
نکته زبانی: در «به نام کردگار…» فعل «آغاز میکنم» به قرینه معنایی حذف شده است.
مفهوم: آغاز سخن با نام خدا و اشاره به قدرت آفرینندگی او
بیت ۲
الهی، فضل خود را یار ما کن
ز رحمت، یک نظر در کار ما کن
الهی، فضل خود را یار ما کن
ز رحمت، یک نظر در کار ما کن
✓ معنی روان: خدایا! لطف و بخشش خود را همراه و یاور ما قرار بده و از روی مهربانی به کار ما توجه و عنایت کن.
واژهها: الهی = خدایا؛ فضل = لطف، بخشش و احسان؛ رحمت = مهربانی و بخشایش؛ نظر = نگاه و توجه
آرایهها: «یار / کار» جناس ناهمسان؛ «فضل / رحمت» مراعات نظیر؛ «نظر در کار کسی کردن» کنایه از توجه و عنایت کردن
مفهوم: درخواست لطف، یاری و رحمت خداوند
آرایهها: «یار / کار» جناس ناهمسان؛ «فضل / رحمت» مراعات نظیر؛ «نظر در کار کسی کردن» کنایه از توجه و عنایت کردن
مفهوم: درخواست لطف، یاری و رحمت خداوند
بیت ۳
تویی رزّاق هر پیدا و پنهان
تویی خلّاق هر دانا و نادان
تویی رزّاق هر پیدا و پنهان
تویی خلّاق هر دانا و نادان
✓ معنی روان: خدایا! تو روزیدهنده همه موجودات آشکار و پنهان و آفریننده همه موجودات دانا و نادان هستی.
واژهها: رزّاق = بسیار روزیدهنده؛ خلّاق = بسیار آفریننده، آفریدگار
آرایهها: «پیدا / پنهان» و «دانا / نادان» تضاد؛ تکرار «تویی»؛ تناسب میان «رزّاق» و «خلّاق»
نکته مهم: «پیدا و پنهان» اشاره به همه موجودات جهان و «دانا و نادان» نیز اشاره به همه آفریدگان دارد.
مفهوم: خداوند آفریننده و روزیدهنده همه موجودات است.
آرایهها: «پیدا / پنهان» و «دانا / نادان» تضاد؛ تکرار «تویی»؛ تناسب میان «رزّاق» و «خلّاق»
نکته مهم: «پیدا و پنهان» اشاره به همه موجودات جهان و «دانا و نادان» نیز اشاره به همه آفریدگان دارد.
مفهوم: خداوند آفریننده و روزیدهنده همه موجودات است.
بیت ۴
زهی گویا ز تو کام و زبانم
تویی هم آشکارا هم نهانم
زهی گویا ز تو کام و زبانم
تویی هم آشکارا هم نهانم
✓ معنی روان: خوشا که توانایی سخن گفتن من از توست؛ تو در ظاهر و باطن وجود من حضور داری.
واژهها: زهی = خوشا، آفرین، شگفتا؛ گویا = سخنگو؛ کام = سقف دهان؛ نهان = پنهان
آرایهها: «کام / زبان / گویا» مراعات نظیر؛ «آشکارا / نهان» تضاد
مفهوم: توانایی سخن گفتن و همه وجود انسان از خداوند است.
آرایهها: «کام / زبان / گویا» مراعات نظیر؛ «آشکارا / نهان» تضاد
مفهوم: توانایی سخن گفتن و همه وجود انسان از خداوند است.
بیت ۵
چو در وقت بهار آیی پدیدار
حقیقت، پرده برداری ز رخسار
چو در وقت بهار آیی پدیدار
حقیقت، پرده برداری ز رخسار
✓ معنی روان: هنگامی که در فصل بهار جلوههای زیبای تو آشکار میشود، گویی حقیقت چهره خود را نمایان میکند.
واژهها: چو = وقتی که؛ پدیدار = آشکار؛ حقیقت = بهراستی؛ رخسار = چهره
آرایهها: «پرده / رخسار» مراعات نظیر؛ «پرده از رخسار برداشتن» کنایه از آشکار و نمایان شدن
مفهوم: زیبایی طبیعت در فصل بهار، جلوهای از زیبایی و قدرت خداوند است.
آرایهها: «پرده / رخسار» مراعات نظیر؛ «پرده از رخسار برداشتن» کنایه از آشکار و نمایان شدن
مفهوم: زیبایی طبیعت در فصل بهار، جلوهای از زیبایی و قدرت خداوند است.
بیت ۶
فروغ رویت اندازی سوی خاک
عجایب نقشها سازی سوی خاک
فروغ رویت اندازی سوی خاک
عجایب نقشها سازی سوی خاک
✓ معنی روان: پرتو لطف و زیبایی خود را بر زمین میتابانی و نقشها و زیباییهای شگفتانگیزی در آن پدید میآوری.
واژهها: فروغ = روشنایی و پرتو؛ عجایب = چیزهای شگفتانگیز؛ نقش = نقش و نگار
آرایهها: «فروغ رویت» تصویری استعاری از پرتو قدرت و رحمت الهی؛ تکرار «خاک»
نکته زبانی: «عجایب نقشها» یعنی نقشهای عجیب و شگفتانگیز.
مفهوم: زیباییهای طبیعت نشانه لطف و قدرت پروردگارند.
آرایهها: «فروغ رویت» تصویری استعاری از پرتو قدرت و رحمت الهی؛ تکرار «خاک»
نکته زبانی: «عجایب نقشها» یعنی نقشهای عجیب و شگفتانگیز.
مفهوم: زیباییهای طبیعت نشانه لطف و قدرت پروردگارند.
بیت ۷
گل از شوق تو خندان در بهارست
از آنش رنگهای بیشمار است
گل از شوق تو خندان در بهارست
از آنش رنگهای بیشمار است
✓ معنی روان: گل از عشق و اشتیاق به تو در فصل بهار شکفته و خندان است و به سبب همین شوق، رنگهای فراوان و زیبایی دارد.
واژهها: شوق = اشتیاق و علاقه؛ از آن = به آن دلیل؛ بیشمار = بسیار زیاد
آرایهها: «گل خندان» تشخیص؛ «گل / بهار / رنگ» مراعات نظیر؛ «شوق / خندان» تناسب؛ علت شاعرانه برای رنگارنگ بودن گلها حسن تعلیل است.
نکته زبانی مهم: ضمیر «ش» در «از آنش» به «گل» برمیگردد و نمونهای از جهش ضمیر است.
مفهوم: همه موجودات و زیباییهای طبیعت مشتاق پروردگارند.
آرایهها: «گل خندان» تشخیص؛ «گل / بهار / رنگ» مراعات نظیر؛ «شوق / خندان» تناسب؛ علت شاعرانه برای رنگارنگ بودن گلها حسن تعلیل است.
نکته زبانی مهم: ضمیر «ش» در «از آنش» به «گل» برمیگردد و نمونهای از جهش ضمیر است.
مفهوم: همه موجودات و زیباییهای طبیعت مشتاق پروردگارند.
بیت ۸
هر آن وصفی که گویم، بیش از آنی
یقین دانم که بیشک جان جانی
هر آن وصفی که گویم، بیش از آنی
یقین دانم که بیشک جان جانی
✓ معنی روان: خدایا! هر صفت و ستایشی که درباره تو بیان کنم، تو از آن برتر و بزرگتری و یقین دارم که سرچشمه و اصل همه زندگیها هستی.
واژهها: وصف = ستایش و بیان ویژگی؛ یقین = اطمینان؛ بیشک = بدون تردید؛ جان جان = اصل و حقیقت جان
آرایهها: «آن / جان» جناس ناهمسان؛ تکرار «آن» و «جان»؛ واجآرایی «ن»
مفهوم: خداوند فراتر از توصیف انسان و سرچشمه هستی و زندگی است.
آرایهها: «آن / جان» جناس ناهمسان؛ تکرار «آن» و «جان»؛ واجآرایی «ن»
مفهوم: خداوند فراتر از توصیف انسان و سرچشمه هستی و زندگی است.
بیت ۹
نمیدانم، نمیدانم، الهی
تو دانی و تو دانی، آنچه خواهی
نمیدانم، نمیدانم، الهی
تو دانی و تو دانی، آنچه خواهی
✓ معنی روان: خدایا! من از حقیقت امور آگاهی کامل ندارم؛ این تو هستی که همه چیز را میدانی و از خواست و اراده خود آگاهی.
آرایهها: تکرار «نمیدانم» و «تو دانی»؛ تضاد معنایی میان «نمیدانم / دانی»؛ واجآرایی «ن» و «ی»
نکته زبانی: «دانم» و «دانی» از مصدر دانستن هستند.
مفهوم: اعتراف انسان به نادانی و تأکید بر علم و آگاهی کامل خداوند
نکته زبانی: «دانم» و «دانی» از مصدر دانستن هستند.
مفهوم: اعتراف انسان به نادانی و تأکید بر علم و آگاهی کامل خداوند
معنی واژههای مهم ستایش فارسی دهم
کردگار: آفریننده
افلاک: آسمانها
فضل: لطف، بخشش و احسان
رحمت: مهربانی و بخشایش
رزّاق: بسیار روزیدهنده
خلّاق: بسیار آفریننده
زهی: خوشا، آفرین، شگفتا
کام: سقف دهان
پدیدار: آشکار
رخسار: چهره
فروغ: روشنایی، پرتو
عجایب: چیزهای شگفتانگیز
شوق: اشتیاق و علاقه
وصف: بیان ویژگی و ستایش
افلاک: آسمانها
فضل: لطف، بخشش و احسان
رحمت: مهربانی و بخشایش
رزّاق: بسیار روزیدهنده
خلّاق: بسیار آفریننده
زهی: خوشا، آفرین، شگفتا
کام: سقف دهان
پدیدار: آشکار
رخسار: چهره
فروغ: روشنایی، پرتو
عجایب: چیزهای شگفتانگیز
شوق: اشتیاق و علاقه
وصف: بیان ویژگی و ستایش
آرایه های مهم شعر ستایش فارسی دهم
| عبارت | آرایه |
|---|---|
| آدم از کفی خاک | تلمیح به آفرینش انسان |
| پیدا و پنهان | تضاد |
| دانا و نادان | تضاد |
| کام و زبان | مراعات نظیر |
| پرده برداشتن از رخسار | کنایه از آشکار شدن |
| گل خندان | تشخیص |
| رنگهای گل از شوق خدا | حسن تعلیل |
پیام و مفهوم کلی شعر ستایش فارسی دهم
⭐ جمعبندی:
شاعر در این ستایش، خداوند را آفریننده و روزیدهنده همه موجودات معرفی میکند و زیباییهای طبیعت را جلوهای از قدرت و رحمت او میداند. در پایان نیز اعتراف میکند که خداوند فراتر از وصف و شناخت کامل انسان است و تنها او از حقیقت همه امور آگاهی دارد.
شاعر در این ستایش، خداوند را آفریننده و روزیدهنده همه موجودات معرفی میکند و زیباییهای طبیعت را جلوهای از قدرت و رحمت او میداند. در پایان نیز اعتراف میکند که خداوند فراتر از وصف و شناخت کامل انسان است و تنها او از حقیقت همه امور آگاهی دارد.
نکات مهم امتحانی ستایش فارسی دهم
⭐ قالب شعر: مثنوی
⭐ شاعر: عطار نیشابوری
⭐ موضوع: ستایش خداوند و بیان قدرت و لطف او
⭐ تلمیح مهم: آفرینش حضرت آدم از خاک
⭐ حسن تعلیل مهم: رنگارنگ بودن گلها به سبب شوق خداوند
⭐ نکته دستوری مهم: جهش ضمیر در «از آنش»
⭐ کنایه مهم: پرده از رخسار برداشتن = آشکار شدن
⭐ پیام اصلی: خداوند سرچشمه آفرینش، روزی، زیبایی و حیات است.
⭐ شاعر: عطار نیشابوری
⭐ موضوع: ستایش خداوند و بیان قدرت و لطف او
⭐ تلمیح مهم: آفرینش حضرت آدم از خاک
⭐ حسن تعلیل مهم: رنگارنگ بودن گلها به سبب شوق خداوند
⭐ نکته دستوری مهم: جهش ضمیر در «از آنش»
⭐ کنایه مهم: پرده از رخسار برداشتن = آشکار شدن
⭐ پیام اصلی: خداوند سرچشمه آفرینش، روزی، زیبایی و حیات است.
مطالب پیشنهادی:





