معنی پیش از اینها فارسی هشتم + کلمات و آرایه های ادبی درس اول فارسی هشتم
معنی و آرایه های درس اول شعر پیش از اینها فارسی هشتم

در این مطلب از تاپ ناپ ، برای دانش آموزان فارسی هشتم، معنی روان و ساده ی شعر «پیش از این ها» همراه با توضیح واژه های مهم، آرایه های ادبی و دانش زبانی هر بیت ، همچنین خلاصه ای زیبا و پیام اخلاقی آن تهیه شد تا یادگیری این درس برایشان کاملتر و آسانتر شود.
آنچه در این مطلب خواهید دید
معنی پیش از اینها فارسی هشتم
معنی: در گذشته فکر میکردم جایگاه خدا در میان ابرهاست.
واژههای مهم: پیش از اینها = زمانهای گذشته
آرایههای ادبی: واجآرایی آ / قافیه: خدا، ابرها
دانش زبانی: جمله ۱: پیش از اینها فکر میکردم – جمله ۲: خدا خانهای در ابرها دارد
معنی: خانه خدا را مانند قصر شاهان قصهها میپنداشتم، با دیوارهایی از الماس و طلا.
واژههای مهم: خشت = آجر
آرایههای ادبی: تشبیه خانه خدا به قصر پادشاه، مراعات نظیر (قصر، شاه، الماس، طلا)، تکرار «خشتی»
دانش زبانی: سه جمله: (خانهای مثل قصر دارد) / (خشتی از الماس است) / (خشتی از طلا است)
معنی: ستونهای کاخش را از عاج و بلور میپنداشتم و خودش را مغرور بر تختی بلند تصور میکردم.
واژههای مهم: عاج = استخوان فیل گرانبها
آرایههای ادبی: قافیه: بلور، غرور / واجآرایی «ب» / جناس (بر، سر)
دانش زبانی: جمله ۱: پایههای برجش از عاج و بلور است – جمله ۲: بر سر تختی با غرور نشسته است
معنی: ماه را برق کوچکی از تاج خدا میدانستم و ستارگان را همانند پولکهای تاج او.
آرایههای ادبی: تشبیه ماه به برق کوچک و ستاره به پولک / مراعات نظیر: ماه، ستاره، برق / قافیه: کوچکی، پولکی / ردیف: از تاج او
دانش زبانی: جمله ۱: ماه برق کوچکی از تاج اوست – جمله ۲: هر ستاره پولکی از تاج اوست
معنی: رعد و برق را پژواک خنده خدا و سیل و طوفان را فریاد سهمگین او تصور میکردم.
واژههای مهم: طنین = پژواک، نعره = فریاد، توفنده = خروشان
آرایههای ادبی: مراعات نظیر: رعد، برق، سیل، طوفان
دانش زبانی: جمله ۱: رعد و برق شب طنین خندهاش است – جمله 2: سیل و طوفان نعره توفندهاش است
معنی: کسی نمیداند جایگاه خدا کجاست و هیچکس اجازه حضور نزد او را ندارد.
آرایههای ادبی: تکرار «هیچ کس» / کنایه: راه نداشتن به حضور او
دانش زبانی: جمله ۱: هیچ کس از جای او آگاه نیست – جمله ۲: هیچ کس را در حضورش راه نیست
معنی: خدایی که در ذهن کودکانهام بود، مهربان نبود؛ او را دور از ما و در آسمانها تصور میکردم.
واژههای مهم: بیرحم=بدون مهربانی، خشمگین=عصبانی، آسمان=بالا، زمین=جای زندگی مردم
آرایههای ادبی: مراعات نظیر و تقابل: آسمان/زمین ؛ واجآرایی «خ».
دانش زبانی: «آن خدا» نهاد؛ «بیرحم/خشمگین/دور» مسند؛ «خانهاش در آسمان، دور از زمین» خبر اسنادیِ محذوف «بود». (۳ جمله به قرینهٔ «بود»)
معنی: وجود خدا را میپذیرفتم، اما او را دور از زندگی خودمان میدیدم؛ نه مهربان، نه نزدیک و نه دلنشین.
واژههای مهم: مهربان=بخشنده، ساده=بیتکلف، زیبا=دلپسند
دانش زبانی: «بود/نبود» در مصرع اول: فعل غیراسنادی (وجود داشتن/نداشتن)؛ در مصرع دوم «نبود» اسنادی و نهاد (خدا) محذوف.
معنی: در تصورم، خدا جایی برای دوستی نداشت و محبت نزد او بیمعنا بود.
واژههای مهم: دوستی=رفاقت، مهربانی=محبت
دانش زبانی: «دوستی/مهربانی» نهاد؛ «جایی/هیچ معنایی» مفعول؛ «دل او» متمم؛ «نداشت» فعل.
معنی: دربارهٔ خدا و خودم و جهانِ پیرامون، هرچه میپرسیدم پاسخی روشن نمیگرفتم.
واژههای مهم: پرسیدن=جویا شدن، ابر=توده بخار آسمان
آرایههای ادبی: مراعات نظیر: زمین، آسمان، ابرها ؛ واجآرایی «ز» در تکرار حروف.
دانش زبانی: «از خود/از خدا/از زمین/از آسمان/از ابرها» همگی متممِ فعل «میپرسیدم».
معنی: فوراً میگفتند: اینها کارِ خداست و کنجکاوی دربارهٔ کار او درست نیست.
واژههای مهم: پرسوجو=پرسش و تحقیق، خطا=نادرست
آرایههای ادبی: تکرار «کار» برای تاکید؛ واجآراییِ «ر/ک/آ» در عبارتها.
دانش زبانی: «کار/پرسوجو» نهاد؛ «کارِ خدا/کاری خطا» مسند؛ نقلقول مستقیم پس از «میگفتند».
معنی: عبادتم از سرِ محبت نبود؛ از ترسِ خشم خدا نماز و دعا میخواندم.
واژههای مهم: نیّت=قصد درونی، وحشت=ترس شدید
آرایههای ادبی: مراعات نظیر: نیت/نماز/دعا و ترس/وحشت/خشم.
دانش زبانی: «نیت من» نهاد؛ «ترس/وحشت» مسند؛ «در نماز/در دعا/از خشم خدا» متمم.
معنی: پیشتر، دلم گرفته بود چون چنین تصویری از خدا در ذهن داشتم.
واژههای مهم: دلگیر=ناراحت، تصویر=برداشت ذهنی
آرایههای ادبی: واجآرایی «ی» در تکرار صداها.
دانش زبانی: «خاطرم/این تصویر» نهاد؛ «دلگیر» مسند؛ «بود» نخست اسنادی، «بود» دوم به معنای «وجود داشت» (غیراسنادی).
معنی: شبی همراه پدر، راهی سفری شدیم.
واژههای مهم: قصد=آمادگی و نیت رفتن، سفر=راهی شدن به جایی دیگر
آرایههای ادبی: تکرار «دست» برای همراهی؛ مراعات نظیر: قصد/سفر/راه ؛ «دست در دست» کنایه از همراهیِ نزدیک.
معنی: در مسیر، به روستایی رسیدیم و خانهای صمیمی و آشنا دیدیم.
واژههای مهم: روستا=آبادی کوچک، آشنا=مانوس
آرایههای ادبی: واجآراییِ مصوت «آ» در واژههای پیاپی.
معنی: فوری از پدر پرسیدم کجاست و او پاسخ داد: اینجا خانهٔ زیبای خداست.
واژههای مهم: خانهٔ خوب خدا=مسجد/عبادتگاه، زود=بهسرعت
آرایههای ادبی: واجآرایی «خ/ج» در عبارتها.
دانش زبانی: «پرسیدم/گفت» فعل؛ «پدر» منادا؛ در پرسش «اینجا» نهاد و «کجاست» مسند؛ در جواب «خانهٔ خوب خداست» گزارهٔ اسنادی.
معنی: پدر گفت: میتوان کمی اینجا توقف کرد و در گوشهای آرام، نمازی بیتکلّف خواند.
واژههای مهم: خلوت=ساکت و آرام، نمازی ساده=عبادت بیپیرایه
آرایههای ادبی: قافیه: «ماند/خواند»؛ واجآراییِ مصوت «ی» در پایانهای کشیده.
خلاصه شعر «پیش از این ها»
شاعر در آغاز میگوید که در کودکی، خدا را موجودی دور، خشمگین و بیرحم میپنداشت؛ خدایی که در قصری آسمانی، پرشکوه و دستنیافتنی زندگی میکرد و کسی به حضورش راه نداشت. در ذهن او، رعد و برق پژواک خندهی خدا و طوفانها نعرههای سهمگین او بودند.
اما این تصویر تیره از خداوند با همراهی پدر در یک سفر دگرگون شد. در روستایی کوچک و ساده، خانهای آرام و بیریا دید و آموخت که خانهی خدا همینجاست؛ جایی نزدیک، بیتکلّف و سرشار از نور و مهربانی. پدر به او فهماند که خداوند نه خشمگین، که دوستداشتنی، مهربان و بیکینه است؛ نوری است که دلها را روشن میکند.
از این لحظه شاعر دریافت که خدای حقیقی همان خدایی است که به انسان نزدیکتر از رگ گردن است؛ دوستی صمیمی، آشنا و بیریا که میتوان با او گفتوگو کرد و همراهش شد.
پیام اخلاقی شعر «پیش از این ها»
این شعر به ما میآموزد که خداوند موجودی دور، خشمگین و ترسناک نیست؛ بلکه نزدیکترین، مهربانترین و پاکترین دوست انسان است. او بیریا، بیکینه و همواره پشتیبان ماست. اگر نگاهمان را تغییر دهیم و با دل و صداقت به او روی بیاوریم، خواهیم فهمید که میتوان با خدا مانند یک دوست صمیمی و دلسوز زندگی کرد و آرامش و نور را در دل خود یافت.
قبلی :
معنی به نام خدایی که جان آفرید فارسی هشتم صفحه ۹ و ۱۰
بعدی: