انشا و مقاله

5 انشا در مورد ایران کلاس پنجم

 انشا در مورد ایران کلاس پنجم: در این مطلب، چندین انشا با موضوع “ایران” تهیه شده است که مناسب دانش‌آموزان کلاس پنجم و دیگر پایه‌های تحصیلی می‌باشد. این انشاها هرکدام با سبک و نگاهی متفاوت به ایران پرداخته‌اند؛ از توصیف وطن به‌عنوان سرزمین دل‌انگیز و پر افتخار گرفته تا شکوه تاریخی، زیبایی‌های طبیعی، فرهنگ غنی و احساسات قلبی نسبت به وطن. هدف از این مجموعه انشاها، آشنایی دانش‌آموزان با ارزش و بزرگی ایران عزیز و تقویت حس میهن‌دوستی در آن‌هاست.

انشا در مورد ایران – کلاس پنجم

ایران کشور زیبای من است. کشوری با تاریخ کهن، طبیعت شگفت‌انگیز، مردمی مهمان‌نواز و فرهنگی پُر افتخار. وقتی اسم ایران را می‌شنوم، دلم پر از غرور می‌شود. من خوشحالم که در این سرزمین زندگی می‌کنم؛ جایی که در آن شاعران بزرگی مثل حافظ و فردوسی زندگی کرده‌اند و دانشمندان بزرگی مثل ابن‌سینا و خوارزمی نام ایران را در دنیا بلند کرده‌اند.

ایران سرزمینی است که چهار فصل را می‌توان در آن دید. در شمال ایران، جنگل‌های سرسبز و دریای خزر قرار دارد. در جنوب، سواحل زیبای خلیج فارس و دریای عمان دیده می‌شود. در غرب، کوه‌های زاگرس مانند دیواری از جنس سنگ ایستاده‌اند، و در شرق، بیابان‌های پهناور و آرام قرار دارد. این تنوع آب و هوایی باعث شده که ایران کشوری پُر از زیبایی‌های طبیعی باشد؛ از کوه دماوند که بلندترین قله ایران است تا دریاچه ارومیه و کویر لوت که از گرم‌ترین جاهای زمین است.

ایران کشور شهیدان و قهرمانان است. در تاریخ این سرزمین، همیشه افرادی بوده‌اند که از کشورشان دفاع کرده‌اند، با دشمنان جنگیده‌اند، و برای سربلندی ایران تلاش کرده‌اند. همین باعث شده که امروز ما در امنیت و آرامش زندگی کنیم. ما باید قدر زحمات آن‌ها را بدانیم و برای بهتر شدن کشورمان تلاش کنیم.

فرهنگ ایران بسیار زیباست. ما جشن‌هایی مثل نوروز، شب یلدا و سیزده‌به‌در داریم که نشان‌دهنده شادی و همبستگی مردم ایران است. مردم در این جشن‌ها دور هم جمع می‌شوند، با هم می‌خندند، مهربان‌تر می‌شوند و رسم و رسوم زیبای قدیمی را زنده نگه می‌دارند. همچنین، لباس‌های محلی، غذاهای خوشمزه، موسیقی سنتی و هنرهای دستی ایرانی، همه بخشی از فرهنگ بزرگ و غنی کشورمان هستند.

ایران کشوری است که زبان فارسی در آن صحبت می‌شود. زبان فارسی شیرین، زیبا و پرمعناست. ما در مدرسه با این زبان درس می‌خوانیم، انشا می‌نویسیم، و با دوستان و خانواده صحبت می‌کنیم. این زبان را باید دوست داشته باشیم و درست از آن استفاده کنیم، چون بخشی از هویت ایرانی ماست.

یکی دیگر از چیزهایی که باعث افتخار من است، پرچم زیبای ایران است. پرچم ما از سه رنگ سبز، سفید و قرمز تشکیل شده که هر رنگ آن معنا و نشانی از افتخار دارد. وقتی پرچم ایران را می‌بینم، حس می‌کنم باید همیشه درستکار، مهربان، و وفادار به وطنم باشم.

نتیجه‌گیری:

در پایان، من به‌عنوان یک دانش‌آموز ایرانی، کشورم را با تمام وجود دوست دارم. ایران خانه ماست، سرزمین مادری ماست و باید با تمام وجود از آن مراقبت کنیم. من آرزو دارم که در آینده دانش‌آموزان ایرانی با تلاش و علم، کشورمان را از همیشه زیباتر، قوی‌تر و پیشرفته‌تر کنند. ما باید همیشه با افتخار بگوییم: من یک ایرانی‌ام.

انشا در مورد ایران – به سبک توصیفی و احساسی، مناسب کلاس پنجم

وقتی چشم‌هایم را می‌بندم و به واژه‌ی «ایران» فکر می‌کنم، تصویری در ذهنم نقش می‌بندد: سرزمینی پهناور، با دشت‌های طلایی، کوه‌های پوشیده از برف، صدای اذان در کوچه‌های قدیمی، و پرچمی که در باد آرام تکان می‌خورد. ایران برای من فقط یک کشور نیست، ایران خانه‌ی قلب من است.

ایران از گذشته‌های دور تا امروز، قصه‌های زیادی برای گفتن دارد. اگر گوش بدهیم، کوه دماوند برایمان از افسانه‌ها و قهرمانان خواهد گفت. اگر دشت‌های خوزستان را ببینیم، صدای پای شیرمردانی را می‌شنویم که از خاک وطن دفاع کردند. اگر در بازارهای یزد قدم بزنیم، بوی تاریخ و هنر در هوا می‌پیچد. ایران مانند مادری مهربان است که با آغوشی گرم، همه‌ی فرزندانش را در دل خود جای داده است.

شهرهای ایران هرکدام مثل یک صفحه از کتابی رنگارنگ هستند. اصفهان با میدان نقش جهان و کاشی‌های آبی‌اش، مثل یک نقاشی زیباست. شیراز با بوی بهارنارنج و آرامگاه حافظ، پر از شعر و احساس است. تبریز، مشهد، تهران، کرمان، رشت، سنندج و بسیاری دیگر، هر کدام دنیایی از فرهنگ، مردم، غذا، لباس و موسیقی دارند. ایران مثل یک باغ بزرگ است که در هر گوشه‌اش یک گل خاص روییده و هر گل بوی خودش را دارد.

اما چیزی که ایران را برای من عزیزتر می‌کند، مردمش هستند. مردمی که با وجود سختی‌ها، همیشه لبخند بر لب دارند، با هم مهربان‌اند و در روزهای سخت کنار هم می‌مانند. وقتی زلزله می‌آید، وقتی باران زیاد می‌بارد، یا وقتی بیماری می‌رسد، مردم ایران دست در دست هم می‌گذارند و کمک می‌کنند. این روح همدلی و فداکاری، ایران را زنده نگه داشته است.

من گاهی فکر می‌کنم اگر ایران یک انسان بود، حتما پیر دانایی می‌شد که سال‌ها جنگ دیده، شادی دیده، شعر شنیده، و هنوز هم با چشم‌هایی آرام، به آینده نگاه می‌کند. کشوری که از دل تاریخ عبور کرده و حالا در دستان ماست. ما دانش‌آموزان باید با درس خواندن، با مهربانی، و با تلاش، آینده‌ی ایران را روشن‌تر کنیم.

نتیجه‌گیری:

ایران فقط خاک و نقشه نیست. ایران یعنی فرهنگ، تاریخ، زیبایی، فداکاری و عشق. من افتخار می‌کنم که در این سرزمین نفس می‌کشم، درس می‌خوانم و بزرگ می‌شوم. آرزو دارم روزی بتوانم برای کشورم مفید باشم، همان‌طور که ایران همیشه به من مهر ورزیده است. ایران، تو همیشه در قلب منی.

انشا در مورد ایران – به سبک داستانی و خیالی، مناسب کلاس پنجم

روزی روزگاری، در دل نقشه‌ی بزرگ جهان، سرزمینی بود به نام ایران. این سرزمین شکل یک گربه‌ی نشسته داشت و هرکس آن را می‌دید، لبخند می‌زد. ایران، سرزمین رنگ‌ها، شعرها، کوه‌ها و قصه‌ها بود. مردمی داشت با قلب‌هایی مهربان و دستانی پرکار، و زمین‌هایی داشت پر از داستان‌های قدیمی و قهرمانانه.

در دل همین سرزمین، پسری کوچک به نام «آراد» زندگی می‌کرد. آراد عاشق ایران بود، اما همیشه از خودش می‌پرسید: “چرا ایران را همه این‌قدر دوست دارند؟” روزی تصمیم گرفت با کفش‌های خیالی‌اش که او را به هرجایی می‌برد، سفری جادویی در دل ایران انجام دهد.

اول به شمال رفت؛ به جنگل‌های سبز و بوی چای تازه. در آن‌جا پرنده‌ای از شاخه‌ای پرید و برایش گفت: «ما در سایه‌ی درختان کهن ایران زندگی می‌کنیم. این‌جا خانه‌ی ماست چون همیشه سبز و زنده است.»

بعد به جنوب رفت؛ به سواحل آبی و نخل‌های بلند. موجی به پاهایش خورد و گفت: «دریای ما قصه‌های زیادی از دلاوری و مهربانی شنیده. این‌جا، مردم با دل‌های بزرگ زندگی می‌کنند.»

او از کوه‌های بلند غرب بالا رفت، و باد سردی به صورتش خورد که گفت: «کوه‌های ایران همیشه ایستاده‌اند. ما نگهبانان این سرزمینیم، از گذشته تا امروز.»

در شرق، کویر طلایی را دید و خورشید با گرمایی ملایم گفت: «حتی در سکوت من، زندگی هست. گل‌های کوچک، ستاره‌های شب، و آرامش بزرگ.»

در مرکز ایران، به شهرهای پرجنب‌وجوش رسید: بازارها، مساجد با کاشی‌های آبی، شعرهایی که از دل کتاب‌ها می‌آمدند. همه با هم می‌گفتند: «ما قلب تپنده‌ی ایران هستیم. در دل ما زندگی می‌جوشد، هنر می‌درخشد، فرهنگ نفس می‌کشد.»

وقتی آراد از سفر خیالی برگشت، چشم‌هایش برق می‌زد. حالا می‌دانست چرا همه ایران را دوست دارند. ایران فقط یک کشور روی نقشه نبود، بلکه سرزمینی بود که در آن خاطره، محبت، افتخار و امید با هم زندگی می‌کردند.

نتیجه‌گیری:

ایران، خانه‌ی ماست. نه فقط خانه‌ای برای زندگی، بلکه جایی برای افتخار کردن. اگر خوب نگاه کنیم، در هر کوچه‌اش داستانی هست و در هر گوشه‌اش چیزی برای یاد گرفتن. ما بچه‌های این سرزمین هستیم، و باید با مهربانی، تلاش و علم، ایران را هر روز زیباتر کنیم. آراد در دل من و تو هم هست… فقط کافی‌ست چشمان خیال‌مان را باز کنیم.

انشا در مورد: ایران، وطن من است ❤️

مقدمه:

ایران، نامی آشنا و دوست‌داشتنی برای همه‌ی ماست. وقتی این واژه را می‌شنوم، قلبم گرم می‌شود و حس غرور در وجودم جاری می‌شود. ایران فقط یک سرزمین نیست، بلکه خانه‌ای است که در آن بزرگ شده‌ام، زبانش را آموخته‌ام، و فرهنگش را زندگی کرده‌ام. ایران، وطن من است و من با تمام وجودم آن را دوست دارم.

بدنه:

ایران کشوری است با تاریخی کهن و تمدنی باارزش. از تخت‌جمشید و پاسارگاد گرفته تا بازارهای قدیمی شهرهای تاریخی، همه نشان می‌دهند که ایران از هزاران سال پیش، کشوری بزرگ و بافرهنگ بوده است. شاعران بزرگی چون حافظ، سعدی، فردوسی و مولانا در این سرزمین زیسته‌اند و نام ایران را در تاریخ جهان روشن کرده‌اند.

در کنار تاریخ و فرهنگ، طبیعت ایران نیز شگفت‌انگیز است. در شمال، جنگل‌های سرسبز و دریای خزر را داریم. در جنوب، خلیج فارس با سواحل گرم و زیبا در آغوش کشورمان است. در غرب، کوه‌های زاگرس سر به آسمان کشیده‌اند و در شرق، کویرهایی آرام و طلایی گسترده شده‌اند. ایران کشوری چهار فصل است؛ یعنی در یک روز می‌توان در جایی برف دید و در جای دیگر، آفتاب داغ تابستان را حس کرد.

اما چیزی که ایران را برای من از همه چیز ارزشمندتر می‌کند، مردم آن هستند. مردمی مهربان، مهمان‌نواز، پرتلاش و بااراده. در هر گوشه‌ی این سرزمین، انسان‌هایی زندگی می‌کنند که عاشق وطن‌شان هستند و برای پیشرفت آن تلاش می‌کنند. من هم به‌عنوان یک دانش‌آموز ایرانی، وظیفه دارم که با درس خواندن و کوشش، آینده‌ای روشن برای کشورم بسازم.

نتیجه‌گیری:

ایران، وطن من است؛ جایی که در آن نفس می‌کشم، یاد می‌گیرم، رشد می‌کنم و زندگی می‌کنم. من به سرزمینم افتخار می‌کنم و همیشه تلاش می‌کنم تا با رفتاری درست، تلاش زیاد، و عشق به میهن، فرزند خوبی برای ایران باشم. وطن یعنی خانه‌ی دل‌ها، و ایران برای من همیشه در دل خواهد ماند. ❤️

انشا در مورد ایران و شکوه و عظمت آن

ایران، سرزمین شکوه و عظمت، کشوری است با هزاران سال تاریخ، فرهنگ و تمدن. وقتی نام ایران را می‌شنوم، در ذهنم تصویر سرزمینی بزرگ، با قله‌های بلند، دشت‌های پهناور، مردمانی دلیر و تمدنی درخشان نقش می‌بندد. ایران فقط یک کشور روی نقشه نیست؛ ایران یک داستان زنده است، داستانی از ایستادگی، افتخار، علم، هنر و امید.

ایران از گذشته‌های بسیار دور، جایگاه تمدن‌های بزرگ بوده است. سرزمین امپراتوری‌های باستانی مانند هخامنشیان، ساسانیان و اشکانیان، که در زمان خود نه تنها در آسیا بلکه در سراسر جهان شناخته‌شده و تأثیرگذار بودند. تخت‌جمشید، پاسارگاد، و آثار تاریخی در سراسر کشور، هنوز هم پس از هزاران سال، از عظمت آن دوران‌ها سخن می‌گویند. وقتی به نقش و نگارهای دیوارهای سنگی تخت‌جمشید نگاه می‌کنم، حس می‌کنم که هنوز هم صدای گام‌های پادشاهان و فرمانروایان بزرگ در میان آن ستون‌های بلند شنیده می‌شود.

اما شکوه ایران تنها به تاریخ باستان آن مربوط نمی‌شود. این سرزمین در طول تاریخ بارها مورد حمله و تجاوز بیگانگان قرار گرفته، اما هر بار، با قدرت و همبستگی مردم خود، دوباره برخاسته و ایستاده است. مردم ایران، همواره در برابر سختی‌ها مقاومت کرده‌اند. چه در دوران دفاع مقدس، چه در زمان‌های قحطی، چه در برابر سختی‌های طبیعی و اقتصادی، همیشه ثابت کرده‌اند که ایران سرزمین مردمان قوی، صبور و پر از غیرت است.

فرهنگ و هنر ایران نیز بخش بزرگی از عظمت این کشور را نشان می‌دهد. ایران سرزمین شعر و ادب است. شاعرانی همچون فردوسی، حافظ، سعدی، مولوی و خیام، نام ایران را در میان ملت‌ها بلند کرده‌اند. فردوسی با سرودن شاهنامه، زبان فارسی را زنده نگه داشت و شکوه ایران باستان را برای همیشه جاودانه کرد. هنر ایرانی نیز در سراسر جهان شناخته شده است؛ از فرش‌های دستباف گرفته تا کاشی‌کاری‌های مساجد، از موسیقی سنتی تا معماری شگفت‌انگیز، همه نشان از ذوق و هنر مردمان این سرزمین دارد.

از نظر جغرافیایی هم ایران کشوری است که طبیعتی بسیار متنوع و زیبا دارد. از کوه‌های سر به فلک کشیده‌ی البرز و زاگرس گرفته تا دشت‌های سبز شمال و بیابان‌های طلایی مرکز، از دریاچه‌ها و رودها تا جنگل‌های انبوه و سواحل زیبای جنوبی، همه و همه باعث شده‌اند که ایران به یکی از زیباترین کشورهای جهان تبدیل شود. این طبیعت زیبا، خود بخش دیگری از شکوه ایران است.

ایران امروز نیز با وجود همه چالش‌ها، هنوز پابرجاست و با امید به آینده‌ای بهتر پیش می‌رود. جوانان ایرانی با هوش، استعداد و تلاش خود، در زمینه‌های گوناگون علمی، ورزشی و هنری می‌درخشند و نام ایران را در جهان پرآوازه می‌کنند. این هم نشانه‌ای دیگر از عظمت این سرزمین است که همچنان ادامه دارد و هر روز برگ جدیدی به افتخاراتش افزوده می‌شود.

نتیجه‌گیری:

ایران، سرزمین شکوه و عظمت، همیشه در قلب من جای دارد. من به ایرانی بودنم افتخار می‌کنم و آرزو دارم در آینده یکی از کسانی باشم که به پیشرفت و آبادانی این سرزمین کمک می‌کنند. ایران، تنها جایی نیست که در آن زندگی می‌کنم؛ ایران، ریشه‌ی من، افتخار من و خانه‌ای است که باید برای حفظ عظمت آن تلاش کنم. شکوه ایران، شکوه همه‌ی ماست، و با اتحاد، علم و امید، می‌توانیم این شکوه را تا همیشه حفظ کنیم.

بیشتر بخوانید:

انشا برای سربلندی ایران چه کنیم + چند انشا ساده روان و زیبا

انشا در مورد فردوسی کلاس پنجم ابتدایی

انشا در مورد سردار سلیمانی کلاس پنجم

5/5 - (1 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا