مطالب درسی

معنی درس سوم ارمغان ایران فارسی هشتم ✅ کلمات + آرایه های ادبی

معنی لغات درس ۳ سوم فارسی هشتم ارمغان ایران + آرایه های ادبی

در این مطلب از تاپ ناپ، معنی کامل درس سومارمغان ایران فارسی هشتم به صورت ساده و روان همراه با کلمات مهم، آرایه های ادبی و نکات دانش زبانی گردآوری شد تا دانش‌ آموزان بتوانند هم مفهوم متن را بهتر درک کنند و هم با واژه‌ های کلیدی، آرایه‌ های ادبی و ساختارهای زبانی آشنا شوند؛ به گونه‌ ای که متن درس به صورت بخش‌ بندی شده آورده شده و برای هر قسمت معنی ساده ، توضیح واژه‌ ها و نکات ادبی ارائه شده است تا یک منبع کامل آموزشی و قابل استفاده برای مطالعه و مرور در اختیار مخاطبان قرار گیرد. 

دانلود درس سوم ارمغان ایران فارسی هشتم

معنی شعر صفحه ۲۹ فارسی هشتم

سر به هم آورده دیدم برگهای غنچه را ◈※◈ اجتماع دوستان یکدلم آمد به یاد

🔹 معنی: وقتی برگ های غنچه را دیدم که در کنار هم جمع شده اند، یاد دوستان صمیمی و همدل خودم افتادم.

🌟 واژه های مهم:

  • اجتماع: گردهمایی، جمع شدن

  • یکدل: صمیمی، همدل

🎨 آرایه های ادبی:

  • «سر به هم آورده»: کنایه از کنار هم بودن و جمع شدن

  • «یکدل»: کنایه از صمیمیت و دوستی

  • بین «برگ» و «غنچه»: مراعات نظیر (هماهنگی واژگان)

  • در این بیت یک تشبیه پنهان وجود دارد؛ شاعر با دیدن برگ های غنچه، دوستان صمیمی خود را به یاد آورده است.

📚 دانش زبانی:

  • برگ های غنچه: مفعول

  • دوستان یکدل: ترکیب وصفی

صفحه ۳۰ فارسی هشتم

🔹 فرزندم! هوشمندِ دلبندم! ایران، سرزمین ما، سرزمینی است بس کهن که دیری درازنای تاریخ خویش، بزرگ‌ترین و آبادترین کشور جهان بوده است، لیک آنچه ایران ما را از دیگر کشورهای نیرومند جهان، جدا می‌دارد و برمی‌کشد، آن است که کشور ما همواره سرزمین سپندِ فرّ و فروغ و فرزانگی و فرهیختگی بوده است.

معنی : فرزند عزیز و خردمندم! ایران، سرزمین ما، سرزمینی بسیار دیرینه است که در طول تاریخ خود از آبادترین و بزرگ‌ترین کشورهای جهان به شمار می‌آمده است. اما آنچه ایران را از دیگر سرزمین‌های نیرومند متمایز می‌کند و جایگاهش را والا می‌سازد، این است که همیشه سرزمین پاکی، شکوه، روشنایی، دانایی و فرهنگ بوده است.

📖 واژه های مهم :

  • دلبند: بسیار عزیز و دوست‌داشتنی

  • بس کهن: خیلی قدیمی، دیرینه

  • در درازنای: در گذر زمان

  • لیک: اما، با این حال

  • برمی‌کشد: بالا می‌برد، ارجمند می‌سازد

  • سپند: پاک و ارزشمند

  • فر: شکوه و بزرگی

  • فروغ: نور و روشنایی

  • فرزانگی: خردمندی و دانایی

  • فرهیختگی: ادب و فرهنگ‌داشتن

🎨 آرایه های ادبی:

  • «فرزندم!» منادا است و حرف ندا (ای) حذف شده.

  • «سرزمین ما» بدل برای «ایران» آمده.

  • «بزرگ‌ترین»، «آبادترین» → صفت عالی.

  • «سپند و فر و فروغ و فرزانگی و فرهیختگی» → مراعات نظیر و واج‌آرایی حرف «و».

📚 دانش زبانی:

  • «فرزندم»، «دلبندم» → ترکیب اضافی (مضاف و مضاف‌الیه).

  • «سرزمین ما» → ترکیب اضافی.

  • «بوده است» → فعل ماضی نقلی.

🔹 ایرانیان با دیگر مردمان، پیوسته به مردی و داد و دانایی رفتار می‌کرده‌اند. بیهوده نیست که سرزمین ما را «ایران» می‌نامند که به معنی سرزمین آزادگان است و آزادزادگان.

معنی: ایرانیان در برخورد با دیگر ملت‌ها همیشه با مردانگی، عدالت و خرد رفتار می‌کردند. به همین دلیل بی‌جهت نیست که کشور ما را ایران می‌خوانند، زیرا این نام به معنای سرزمین آزادگان و کسانی است که آزاد زاده شده‌اند.

📖 واژه های مهم:

  • مردی: جوانمردی، مردانگی

  • داد: دادگری، عدالت

  • آزادگان: مردان آزاده، جوانمردان

  • آزادزادگان: کسانی که از مادر آزاد و شریف به دنیا آمده‌اند

🎨 آرایه های ادبی:

  • داد و دانایی ← مراعات نظیر + واج‌آرایی حرف «د»

  • آزادگان است ← مسند و فعل اسنادی

  • آزادزادگان است ←فعل «است» حذف شده، جمله اسنادی است

📚 دانش زبانی:

  • ایرانیان ← اسم مشتق

  • داد به معنی عدالت ← هم‌خانواده «عدل»، هم‌معنی «دادگری»

  • آزادگان ← مشتق

  • آزادزادگان ← اسم مشتق مرکب

🔹 دشمنان تیره‌رای و خیره‌روی ما نیز به ناچار، این سرزمین را بدین نام سپند و ارجمند می‌نامند و ایرانیان را به پاس آزادگی‌شان، می‌ستایند. بدین‌سان برترین و گرامی‌ترین ارمغان ایران به دیگر سرزمین‌ها، اندیشه و خرد و فرهنگ بوده است.

معنی: حتی دشمنان بداندیش و گستاخ ما نیز مجبورند این سرزمین را با نامی پاک و ارزشمند بخوانند و ایرانیان را به خاطر آزادمنشی‌شان ستایش کنند. به این ترتیب بزرگ‌ترین و ارزشمندترین هدیه‌ای که ایران به سرزمین‌های دیگر بخشیده، اندیشه، خرد و فرهنگ بوده است.

📖 واژه های مهم:

  • تیره‌رای: بداندیش، کسی که فکر ناپاک دارد

  • خیره‌روی: بی‌شرم، جسور و بی‌حیا

  • سپند: مقدس، پاکیزه

  • به پاس: به دلیل، به خاطر

  • ارمغان: هدیه، سوغات

🎨 آرایه های ادبی:

  • دشمنان تیره‌رای ← موصوف و صفت

  • خیره‌روی ← صفت دوم، متصل با «و»

  • سپند و ارجمند ← مراعات نظیر + مترادف

  • برترین و گرامی‌ترین ← صفت عالی

  • اندیشه و خرد و فرهنگ ← مراعات نظیر

📚 دانش زبانی:

  • تیره‌رای و خیره‌روی ← ترکیب وصفی (مرکب)

  • سپند ← اسم ساده

  • ارجمند ← اسم مشتق

  • می‌ستایند ← فعل مضارع اخباری

  • برترین و گرامی‌ترین ارمغان ایران ← گروه اسمی (هسته: ارمغان + وابسته پیشین: صفت عالی + وابسته پسین: مضاف‌الیه)

  • بوده است ← فعل ماضی نقلی

صفحه ۳۱ فارسی هشتم

🔹 گرامیم! میدانی که برترین و استوارترین ستایش آن است که بر زبان و خامه دشمن روان میشود؛ زیرا ستایشی است پیراسته از هر آلایش. دشمنی که جز زشتی و پلشتی و کاستی و ناراستی و ددی و بدی نمیتواند و نمیخواهد دید؛ هنگامی که ایران و ایرانی را میستاید، ناچار گردیده است که در برابر بزرگی و والایی این دو، سر فرود آورد و زبان به ستایش بگشاید.

معنی : ای فرزند عزیز من! میدانـی که ارزشمندترین و پایدارترین ستایش آن است که حتی از زبان یا قلم دشمن بیرون آید، زیرا چنین ستایشی خالی از هرگونه غرض و آلودگی است. دشمنی که همیشه فقط بدی، ناپاکی، دروغ و زشتی میبیند، وقتی ایران و ایرانی را ستایش میکند، ناچار است بزرگی و والایی آنان را بپذیرد و با تعظیم به برتریشان اعتراف کند.

📖 واژه های مهم:

  • خامه: قلم

  • پیراسته: پاک و بی آلایش

  • آلایش: آلودگی

  • پلشتی: ناپاکی، زشتی

  • ددی: رفتار وحشیانه

  • والایی: بزرگی، عظمت

🎨 آرایه های ادبی:

  • گرامیم ← منادا

  • زبان و خامه ← مراعات نظیر

  • زشتی و پلشتی و کاستی و ناراستی و ددی و بدی ← مراعات نظیر + مترادف + واج آرایی (حرف ی و ـُ)

  • سر فرود آوردن ← کنایه از تعظیم کردن

  • زبان به ستایش بگشاید ← کنایه از اقرار کردن

📚 دانش زبانی:

  • برترین و استوارترین ← صفت عالی

  • میدانی ← فعل مضارع اخباری

  • آلایش ←  اسم مشتق

🔹 آری، میهن شکوهمند ما، این خاستگاه بخردان و دانایان و روشن رایان، این کانون روشنی و راستی، این کشور مردان گرد، یلان پردل، دلیران و شیران، پهلوانانی نامدار، سرزمینی است که ما بدان مینازیم و سر از همگنان برمی افرازیم.

معنی: بله، میهن پرشکوه ما جایی است که خردمندان، دانایان و روشن اندیشان در آن پرورش یافته اند. این سرزمین، مرکز روشنایی و راستی و جایگاه مردان نیرومند، پهلوانان شجاع، دلیران و شیران نامدار است؛ کشوری که ما به آن افتخار میکنیم و در میان دیگران سربلند و سرافراز هستیم.

📖 واژه های مهم:

  • خاستگاه: سرچشمه، منشأ

  • بخردان: خردمندان، صاحبان عقل

  • گرد: پهلوان، دلیر

  • یلان پردل: پهلوانان شجاع و نترس

  • همگنان: دیگران، همه افراد هم سطح

  • کانون: مرکز، جایگاه

🎨 آرایه های ادبی:

  • بخردان و دانایان و روشن رایان ←  مراعات نظیر + مترادف

  • مردان گرد، یلان پردل، دلیران و شیران، پهلوانانی نامدار ←  مراعات نظیر + مترادف

📚 دانش زبانی:

  • شکوهمند ←  اسم مشتق

  • آری ←  شبه جمله

  • روشن رایان ← صفت جانشین اسم

  • مردان گرد، یلان پردل ←  موصوف و صفت

  • همگنان ←  اسم مشتق

  • برمی افرازیم ←  فعل پیشوندی

🔹 فرزندم! من میدانم و بی گمانم که تو ایران را از بن جان دوست میداری؛ زیرا تو از تبار ایرانیان نژاده و آزاده هستی؛ از آن پاکان که جانشان از مهر ایران تابناک است و دلشان به نام و یاد ایران میتپد؛ از آن دانادلان خویشتن شناس که اکنون ایران را به گذشته پرفروغ آن میپیوندد. تو از آن آزاد اندیشانی هستی که پایدار و نستوه، استوار چون کوه، میکوشند که آن گروه از ایرانیان را که از خویش بیگانه شده اند، به خویشتن بازآورند و به خود بشناسانند.

معنی : ای فرزندم! میدانم و یقین دارم که تو ایران را با تمام وجود دوست داری، چون از نسل ایرانیان اصیل و آزاده ای. از همان پاک دلانی که جانشان با عشق به ایران روشن و دلشان با یاد ایران میتپد. از خردمندانی هستی که امروز ایران را به گذشته درخشان آن پیوند میدهند. تو از آزاداندیشانی هستی که خستگی ناپذیر و محکم همچون کوه تلاش میکنند تا ایرانیانی را که از هویت خود دور شده اند، دوباره به ریشه خویش بازگردانند و با اصالتشان آشنا سازند.

📖 واژه های مهم:

  • از بن جان: از عمق دل، با همه وجود

  • تبار: نژاد، اصل

  • نژاده: اصیل، ریشه دار

  • آزاده: جوانمرد، شریف

  • تابناک: روشن، درخشان

  • نستوه: خستگی ناپذیر

  • بازآورند: بازگردانند

🎨 آرایه های ادبی:

  • فرزندم ← منادا

  • نژاده و آزاده ← مترادف + مراعات نظیر

  • یاد ایران میتپد ← کنایه از عاشق بودن

  • تو استوار چون کوه ← تشبیه

📚 دانش زبانی:

  • دوست میداری → فعل مضارع اخباری

  • بازآورند → فعل پیشوندی

  • تابناک است ← مسند + فعل

🔹 ای فرزندم! مرا کمترین گمانی در آن نیست که تو ایران را دوست میداری؛ لیک دوست داشتن بسنده نیست؛ ایران را میباید شناخت تا بتوان آن را بدان سان که شایسته است و سزاوار، به دیگران شناساند. این باری است که بر دوش تو نهاده شده است.

معنی : ای فرزندم! هیچ شکی ندارم که تو ایران را دوست داری، اما تنها دوست داشتن کافی نیست. باید ایران را درست بشناسی تا بتوانی آن را آن گونه که شایسته و برازنده است به دیگران معرفی کنی. این وظیفه و مسئولیتی است که بر عهده تو گذاشته شده است.

📖 واژه های مهم:

  • بسنده: کافی، بس

  • سزاوار: شایسته، درخور

  • بدان سان: به همان گونه

  • شایسته: برازنده، مناسب

  • ستبر: تنومند، قوی

🎨 آرایه های ادبی:

  • ای فرزندم ← ندا و منادا

  • میباید← قید تأکید

  • شایسته و سزاوار ← مترادف + مراعات نظیر

  • بردوش نهادن ← کنایه از سپردن مسئولیت

📚 دانش زبانی:

  • نیست (وجود ندارد) ←  فعل غیر ربطی

  • مرا ←  متمم (برای من)

  • که (من) ←  متمم جمله

صفحه ۳۲ فارسی هشتم

🔹 باری به گرانی دماوند که هر پشت را خرد میکند و درهم میشکند، مگر پشت ستبر و ستوار و نیرومند فرزند ایران که تویی!

معنی ساده و روان: مسئولیتی به سنگینی کوه دماوند بر دوش تو گذاشته شده است؛ باری که هر کمر و نیرویی را خم میکند و میشکند، جز کمر محکم، استوار و نیرومند فرزند ایران، یعنی تو.

📖 واژه های مهم:

  • باری به گرانی دماوند: باری یعنی مسئولیت سنگین

  • پشت: کمر

  • ستبر: محکم، قوی

  • ستوار: استوار، پابرجا

🎨 آرایه های ادبی:

  • پشت خرد کردن ← کنایه از شکست دادن یا ناتوان کردن

  • باری به گرانی دماوند ← تشبیه (باری = مشبه، دماوند = مشبه به، گرانی = وجه شبه)

  • باری ← کنایه از سنگینی و دشواری

  • ستبر و ستوار ← مترادف + مراعات نظیر

📚 دانش زبانی:

  • فرزند ایران ← ترکیب اضافی

  • تویی (تو هستی) ←  مسند و فعل اسنادی

🔹 هر آینه، میدانم که هرکس ایران را به درستی بشناسد، دل بدان خواهد باخت و جوشان و پرتوان، خواهد کوشید که در آبادی و آزادی، شکوفایی و توانایی، پیروزی و بهورزی آن از هیچ تلاش و تکاپو بازنماند و دریغ نورزد.

معنی ساده و روان: به یقین میدانم هر کسی که ایران را درست بشناسد، عاشق آن میشود و با شور و انرژی تلاش میکند تا در راه آبادانی، آزادی، شکوفایی، توانمندی، پیروزی و خوشبختی آن از هیچ کوششی دست نکشد و هیچ کوتاهی نکند.

📖 واژه های مهم:

  • هر آینه: بی شک، به هر حال

  • تکاپو: تلاش، کوشش

  • بهورزی: خوشبختی، تندرستی

🎨 آرایه های ادبی:

  • جوشان و پرتوان ←مترادف + مراعات نظیر

  • آبادی و آزادی ← مراعات نظیر + جناس

  • شکوفایی، توانایی، پیروزی و بهورزی ← واج آرایی حرف «و»

  • تلاش و تکاپو ← مترادف + مراعات نظیر

📚 دانش زبانی:

  • میدانم← مضارع اخباری

  • خواهد کوشید ← فعل مستقبل (آینده)

🔹 بدان و آگاه باش که آنچه من با تو میگویم؛ از سر آگاهی است و برآمده از باوری استوار، بدانچه تو میدانی و میباید بکنی. تویی که بر فر و فروغ ایران خواهی افزود و چشم جهانیان را به خیرگی خواهی کشاند و تیرگی ناخویشتن شناسی و از خود بیگانگی را خواهی زدود.

معنی ساده و روان: بدان که هر سخنی که به تو میگویم بر پایه آگاهی و از باور و اعتقادی محکم سرچشمه گرفته است، درباره آنچه تو باید بدانی و انجام بدهی. تو کسی هستی که بر شکوه و روشنایی ایران خواهی افزود، چشم جهانیان را با بزرگی خود خیره خواهی کرد و تیرگی ناشی از بی هویتی و بیگانگی با خود را از میان خواهی برد.

📖 واژه های مهم:

  • از سر: از روی، به خاطر

  • برآمده: برخاسته، ایجاد شده

  • خیرگی: شگفتی، تعجب

  • خواهی زدود: پاک خواهی کرد، از میان خواهی برد

🎨 آرایه های ادبی:

  • فر و فروغ ← مراعات نظیر

  • چشم جهانیان را به خیرگی کشاندن ← کنایه از شگفت زده کردن مردم جهان

  • تیرگی ناخویشتن شناسی ← استعاره از گم کردن هویت

  • از خود بیگانگی ← کنایه از بی توجهی به اصل و ریشه

  • تویی که بر فر و فروغ ایران خواهی افزود → اغراق (برجسته کردن نقش فرزند ایران)

📚 دانش زبانی:

  • بدان و آگاه باش ←فعل امر

  • آگاهی است  ←  مسند + فعل اسنادی

  • برآمده ← اسم مفعول (به معنی ایجاد شده)

  • میباید بکنی← فعل امر

  • جهانیان را ← مفعول

🔹 هان و هان! خویشتن را خوار مدار! زیرا در این روزگار، چشم و چراغ ایرانی؛ و در جهان، گرامی ترین هستی؛ پس دل از هر گونه آلایش و گمان درباره خویش پاک ساز و برهان و بدین سخن باور آور که فرزند ایران و بیشه فرهنگ و ادب و اندیشه را شیر شیران هستی.

معنی ساده و روان: آگاه باش! هرگز خودت را کوچک و بی ارزش مپندار؛ زیرا امروز تو مایه روشنی و سربلندی ایران هستی و در جهان، عزیزترین و باارزش ترین. پس دلت را از هر آلودگی و تردید درباره خود و میهنت پاک کن و آزاد ساز. به این حقیقت ایمان داشته باش که تو فرزند ایران هستی و در بیشه فرهنگ، ادب و اندیشه همچون شیر شیران با شکوه و نیرومند میدرخشی.

📖 واژه های مهم:

  • هان: آگاه باش، توجه کن

  • آلایش: آلودگی، ناپاکی

  • برهان: آزاد کن، رها کن

🎨 آرایه های ادبی:

  • هان و هان ← اصوات (برای هشدار و توجه دادن)

  • چشم و چراغ ایران ← کنایه از عزیز و مایه افتخار بودن

  • جهان ← مجاز از همه مردم جهان

  • گرامی ترین ← صفت عالی

  • شیر شیران ← تشبیه بلیغ (فرزند ایران = مشبه، شیر بیشه = مشبه به، وجه شبه = شجاعت و بزرگی)

  • بیشه فرهنگ و ادب و اندیشه ← استعاره مکنیه (فرهنگ و ادب مانند جنگل انبوهی معرفی شده است)

  • دل از هر گونه آلایش پاک ساز ← کنایه از دور کردن شک و بدبینی

📚 دانش زبانی:

  • پاک ساز ← فعل امر

  • خوار مدار ← فعل امر

  • گرامی ترین ← صفت عالی

  • فرزند ایران ← ترکیب اضافی

🔹 بخوان و بجوی و بپوی و ایران و خود را بشناس و پروردگار پاک را سپاس بگزار؛ به پاس آنکه تو را فرزند ایران برگزید.

معنی ساده و روان: بیاموز و تلاش کن و بکوش تا هم ایران و هم خودت را درست بشناسی و خدای پاک را شکر گزار باش، زیرا او تو را به عنوان فرزند ایران انتخاب کرده است.

📖 واژه های مهم:

  • بپوی: از پوییدن، یعنی تلاش کردن، کوشش

  • به پاس: به خاطر، به شکر

🎨 آرایه های ادبی:

  • بخوان و بجوی و بپوی ← سجع و آهنگ فعل ها

  • ایران و خود را بشناس ← مراعات نظیر (شناخت خویش و میهن)

📚 دانش زبانی:

  • بخوان و بجوی و بپوی ← فعل امر

  • بشناس ← فعل امر

  • بگزار ← فعل امر

آری، تویی که آینده میهن را درخشان خواهی ساخت.

معنی ساده و روان: آری، تو همان کسی هستی که آینده ایران را روشن و درخشان خواهی کرد.

🎨 آرایه های ادبی:

  • آینده درخشان ← استعاره از پیشرفت و آبادانی

📚 دانش زبانی:

  • تو هستی ← مسند و فعل اسنادی

  • خواهی ساخت ← فعل مستقبل (آینده)

🔹 خدای بزرگ، پشت و پناه تو و میهن؛ تن و جانت بی گزند و میهنت آبادان باد!

معنی ساده و روان: خدای بزرگ یاور و پشتیبان تو و سرزمینت باشد؛ جان و تنت از آسیب در امان بماند و میهنت همیشه آباد و سرسبز باشد.

🎨 آرایه های ادبی:

  • پشت و پناه ← کنایه از حمایت و یاری

  • تن و جان بی گزند ← مراعات نظیر (هماهنگی اجزای بدن)

  • میهنت آبادان باد ← دعا و آرزو

📚 دانش زبانی:

  • باد ← فعل دعایی

  • بعد از میهن و بی گزند ← حذف به قرینه لفظی

  • هر سه جمله دعایی هستند

خلاصه درس سوم ارمغان ایران فارسی هشتم

این درس با خطاب مهربانانه به فرزند ایران، پیشینه کهن و پرشکوه میهن را یادآوری میکند و برتری ایران را نه در قدرت ظاهری، بلکه در سپندی، فر و فروغ، فرزانگی و فرهیختگی میداند؛ ایرانیان به مردی و داد و دانایی شناخته میشوند و حتی دشمنان ناچار به ستایش آنانند، ازاینرو ارمغان راستین ایران به جهان اندیشه و خرد و فرهنگ است.

نویسنده از جوان ایرانی میخواهد دوست داشتن را به شناخت، خودآگاهی و عمل بدل کند، باری به سنگینی دماوند را بر دوش گیرد، برای آبادی و آزادی و شکوفایی میهن از هیچ تلاش و تکاپویی دریغ نورزد و ایرانیان دورمانده از هویت خویش را بازآورد. متن با هشدار نسبت به خودکم بینی، سفارش به پاکسازی دل از تردید، باور به ارزشمندی خویش، سپاس از پروردگار، امید به آینده درخشان ایران و دعای پایانی برای سلامت جان و آبادانی میهن به پایان میرسد

📌 پیام درس سوم ارمغان ایران این است که:

ایران سرزمینی کهن، آباد و پرشکوه است و ارزش اصلی آن نه در قدرت ظاهری، بلکه در خرد، فرهنگ، آزادگی و انسانیت مردمانش است. حتی دشمنان نیز ناچار به ستایش این سرزمین‌اند. هر ایرانی وظیفه دارد که با خودشناسی و شناخت درست از میهن، مسئولیت پاسداری از آن را همچون باری سنگین اما افتخارآمیز بر دوش گیرد. جوان ایرانی باید با مردانگی، دانایی، تلاش و امید، در راه آزادی، آبادانی و شکوفایی ایران بکوشد، خود را خوار نپندارد و به توانایی‌ها و اصالت خویش باور داشته باشد. این پیام در پایان با یاد خدا، امید به آینده روشن و دعای آبادانی ایران تکمیل می‌شود.

قبلی :

جواب فرصتی برای اندیشیدن صفحه ۲۸ فارسی هشتم

معنی روان خوانی جوانه و سنگ فارسی هشتم

جواب خودارزیابی و سوالات درس ۲ فارسی هشتم؛ صفحه ۲۰، ۲۲، ۲۸

بعدی:

جواب خودارزیابی صفحه ۳۳ فارسی هشتم + پاسخ سوالات درس ۳ فارسی هشتم

5/5 - (1 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا