مطالب درسی

معنی حکایت فوت کوزه گری کلاس هشتم ✅ آرایه های ادبی و خلاصه حکایت

در این مطلب از تاپ ناپ، معنی حکایت فوت کوزه گری فارسی هشتم صفحه ۳۵ به همراه معنی لغات دشوار، آرایه‌های ادبی و نکات زبانی متن آماده شده است تا دانش‌آموزان عزیز بتوانند هم مفهوم اصلی حکایت را بهتر درک کنند و هم با واژه‌های مهم و نکات ادبی و زبانی آن آشنا شوند؛ این مجموعه منبعی کامل برای مطالعه، مرور و آمادگی درسی به شمار می‌آید. ✅

عکس حکایت فوت کوزه گری فارسی هشتم

مفهوم حکایت فوت کوزه گری صفحه 35 فارسی هشتم

کوزه گری ماهر و ورزیده، شاگردی داشت که چندین سال نزد او کار کرده و فنون کوزه گری را از او فرا گرفته بود.

معنی: کوزه گری زبردست شاگردی داشت که مدت زیادی در کارگاه او کار کرده و فنون کوزه گری را از استاد آموخته بود.

روزی شاگرد دستمزد بیشتری از استاد درخواست کرد. کوزه گر بر دستمزد او افزود.

یک روز شاگرد خواست حقوقش بیشتر شود و استاد هم دستمزد او را زیاد کرد.

پس از مدتی باز، شاگرد سر ناسازگاری گذاشت و گفت: «دیگر فن کوزه گری را به تمامی آموخته ام و قصد دارم در کارگاه خود، استادکار شوم.»

معنی: بعد از مدتی شاگرد ادعا کرد همه مهارت ها را یاد گرفته و تصمیم گرفت کارگاه خودش را راه بیندازد و استاد شود.

کوزه گر از او خواست به پاس حقی که بر گردن او دارد، چند ماهی بماند و یاری اش کند.

معنی: استاد از شاگرد خواست برای قدردانی از زحماتش چند ماه بیشتر بماند و کمکش کند.

شاگرد، بی اعتنا به درخواست استاد، او را رها کرد و کوشید در کارگاه خود برای رقابت با استاد، مرغوب ترین کوزه ها را بسازد. او با دقت شروع به ساختن کوزه کرد اما لعاب هیچ یک از کوزه ها زیبا و شفاف از کار درنیامد.

معنی: شاگرد بدون توجه به سخن استاد او را ترک کرد و خواست با او رقابت کند، اما هرچه کوزه ساخت لعابشان کدر شد و شفافیت نداشت.

شاگرد، ناگریز نزد استاد بازگشت. استاد او را واداشت مدتی دیگر نزد او بماند تا اشکال کار را دریابد. سرانجام یک روز استاد گفت: رمز مرغوب بودن کوزه ها در این است که هر کوزه را پیش از آنکه در کوره بگذارم فوت می کنم تا گرد و خاک از روی آن پاک شود. تو همین یک نکته را در نظر نداشتی و اشکال کار تو تنها یک فوت بود؛ فوت کوزه گری!»

معنی: شاگرد ناچار پیش استاد برگشت. استاد او را مدتی نگه داشت تا ایراد کارش آشکار شود. سرانجام گفت: راز خوب شدن کوزه ها این است که پیش از گذاشتن در کوره، آنها را فوت میکنم تا گرد و غبارشان پاک شود. تو این کار ساده را نکردی و اشکالت فقط همین یک فوت بود؛ فوت کوزه گری.

معنی لغات و واژه های حکایت فوت کوزه گری فارسی هشتم

📌 ماهر : کسی که در کاری توانایی و مهارت دارد

📌 ورزیده : کارآزموده، کسی که با تجربه و تمرین زیاد در کاری استاد شده

📌 فنون : جمع فن، یعنی مهارت‌ها و روش‌های مختلف

📌 فرا گرفته بود : یاد گرفته بود، آموزش دیده بود

📌 دستمزد : حقوق یا پولی که در برابر کار داده می‌شود

📌 افزود : زیاد کرد، اضافه نمود

📌 ناسازگاری : مخالفت یا رفتار ناهماهنگ

📌 به پاس : به خاطر، برای احترام گذاشتن

📌 یاری اش کند : به او کمک کند

📌 بی اعتنا : بی توجه، بی اهمیت

📌 مرغوب ترین : بهترین و باکیفیت‌ترین

📌 لعاب : لایه‌ای شیشه‌ای و نازک که روی کوزه در اثر پختن ایجاد می‌شود

📌 ناگزیر : ناچار، بی اختیار

📌 واداشت : مجبور کرد، وادار نمود

📌 مرغوب : پسندیده، خوب و مطلوب

آرایه های ادبی و زبانی حکایت فوت کوزه گری فارسی هشتم صفحه ۳۵

✨ آرایه های ادبی

📌 بر گردن داشتن ← کنایه از مدیون بودن، بدهکار محبت بودن
📌 در نظر داشتن ← کنایه از توجه کردن و اهمیت دادن
📌 سر ناسازگاری گذاشتن ← کنایه از مخالفت و دشمنی کردن
📌 او را رها کرد ← کنایه از ترک کردن و بی‌وفایی نشان دادن
📌 پیش از آنکه در کوره بگذارم فوت می‌کنم← تشبیه ضمنی، عمل ساده فوت به عنوان رمز موفقیت بیان شده است
📌 فوت کوزه گری ←مجاز و کنایه از نکته‌ی ظریف و نهایی یک کار

✨ آرایه های زبانی

📌 سر ← به معنی قصد و نیت

📌 باری (که در ادامه متن آمده) ← به معنی مسئولیت سنگین

📌 ناگزیر ← قید حالت، یعنی بی‌چاره و ناچار

📌 واداشت ← فعل پیشوندی (وادار کرد)

📌 فنون ← جمع، به معنی مهارت‌ها

📌 مرغوب ترین ← صفت عالی

📌 لعاب ← اصطلاح تخصصی کوزه گری (واژه مجازی که بار ادبی هم پیدا کرده است)

خلاصه حکایت فوت کوزه گری کلاس هشتم

شاگردی چندین سال نزد کوزه گری ماهر کار میکرد و فنون این حرفه را آموخته بود. پس از مدتی مزد بیشتری خواست و استاد هم پذیرفت، اما دوباره سر ناسازگاری گذاشت و گفت که همه چیز را یاد گرفته و میخواهد کارگاه خودش را راه بیندازد. استاد از او خواهش کرد چند ماهی بیشتر بماند و کمکش کند ولی شاگرد بی اعتنا رفت و کوشید با استاد رقابت کند. او کوزه های زیادی ساخت اما لعاب هیچ کدام شفاف و زیبا نشد. ناچار به استاد بازگشت. استاد او را مدتی نگه داشت تا علت را بفهمد و سرانجام راز کار را آشکار کرد: پیش از گذاشتن کوزه در کوره باید آن را فوت کرد تا گرد و خاکش برطرف شود. تنها همین نکته ساده سبب شکست شاگرد شده بود؛ نکته ای که به آن «فوت کوزه گری» میگویند.

✨ پیام حکایت «فوت کوزه گری»

این حکایت به ما می‌آموزد که برای رسیدن به کمال و موفقیت، باید صبور بود و از تجربه بزرگان استفاده کرد. گاهی راز اصلی یک کار در نکته‌ای کوچک اما بسیار مهم پنهان است که بدون راهنمایی استاد و تجربه، دیده نمی‌شود. همچنین داستان نشان می‌دهد بی‌احترامی به استاد و شتاب‌زدگی در راه پیشرفت، انسان را با شکست روبه‌رو می‌کند. احترام به معلم و ارزش‌گذاری بر دانش او، شرط رسیدن به موفقیت واقعی است.

قبلی :

جواب خودارزیابی صفحه ۳۳ فارسی هشتم + پاسخ سوالات درس ۳ فارسی هشتم

معنی درس سوم ارمغان ایران فارسی هشتم ✅ کلمات + آرایه های ادبی

جواب فرصتی برای اندیشیدن صفحه ۲۸ فارسی هشتم

بعدی:

معنی درس چهارم سفر شکفتن فارسی هشتم

5/5 - (2 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا