مطالب درسی

معنی حکایت به خدا چه بگویم درس فارسی هشتم صفحه ۱۶

در این مطلب از تاپ ناپ، حکایت «به خدا چه بگویم؟» را به طور کامل معنی کرده‌ایم و کلمات آن را توضیح داده‌ایم. همچنین آرایه‌های ادبی موجود در متن را بررسی کرده و در نهایت پیام حکایت را که بر امانت‌داری، صداقت و مراقبت از اعمال خود تأکید دارد، بیان کرده‌ایم.

عکس حکایت به خدا چه بگویم

معنی حکایت به خدا چه بگویم

روزی غلامی گوسفندان اربابش را به صحرا برد. گوسفندان در دشت سرگرم چرا بودند که مسافری از راه رسید و با دیدن انبوه گوسفندان، به سراغ آن غلام (چوپان) رفت و گفت: «از این همه گوسفندانت، یکی را به من بده».

معنی:

یک روز خدمتکاری گوسفندان رئیسش را برای چریدن به صحرا برد. گوسفندان در دشت مشغول چریدن بودند که یک مسافر از راه رسید و با دیدن گوسفندان فراوان سراغ چوپان رفت و گفت: از این همه گوسفند یکی را به من بده.

چوپان گفت: «نه، نمی‌توانم این کار را بکنم؛ هرگز!».

معنی:

چوپان گفت : «من اصلا نمی توانم همچین کاری بکنم»،

مسافر گفت: «یکی را به من بفروش.»

معنی:

مسافر گفت: «پس لااقل یکی از گوسفندان را به من بفروش».

چوپان گفت: «گوسفندان از آن من نیست.»

معنی:

چوپان گفت: گوسفندان مال من نیستند که بتوانم بفروشمشان و صاحب آن‌ها فرد دیگری است.

مرد گفت: «خداوندش را بگوی که گرگ بِبُرد.»

معنی:

مسافر گفت: به صاحب گوسفندان بگو گرگ یکی از گوسفندان را برده است.

غلام گفت: «به خدای چه بگویم؟!»

معنی:

خدمتکار پاسخ داد : چه جوابی به خدا بدهم؟

آرایه‌های ادبی:

  • گوسفندان اربابش: مفعول جمله
  • به صحرا: متمم
  • برد: فعل گذرا
  • اربابش: مضاف و مضاف‌الیه ؛ ش : به معنای خود ، ضمیر مشترک که در اینجا نقش مضاف‌الیه را دارد.
  • “سرگرم بودن”: کنایه از مشغول کاری بودن
  • گوسفندانت: مضاف و مضاف‌الیه ؛ ”ت” : ضمیر متصل دوم شخص مفرد
  • خداوندش را: “را” در اینجا حرف اضافه است به معنای “به” و “خداوند” متمم ، “ش” در خداوندش ضمیر متصل سوم شخص مفرد

واژه‌های مهم:

  • چَرا: چریدن
  • انبوه: بسیاری
  • آنِ من: مال من
  • خداوند: در سطر هفتم : صاحب و مالک (خداوندش را بگوی) به صاحبش بگو

پیام حکایت:

این حکایت به ما می‌آموزد که باید در زندگی، حتی در مواقعی که کسی از ما خواسته‌ای غیرمنطقی یا نادرست دارد، امانت‌داری و صداقت را رعایت کنیم. علاوه بر این، باید خداوند را همیشه حاضر و ناظر بر اعمال خود بدانیم و در هر موقعیتی که قرار داریم، مراقب رفتار و تصمیمات‌مان باشیم. این حکایت نشان می‌دهد که برای حفظ امانت و درستکاری نباید تحت فشار قرار بگیریم و همیشه باید به اصول اخلاقی خود پایبند باشیم. در نهایت، اعتماد به خداوند و رعایت دستورات او در تمامی امور زندگی، ما را از اشتباهات و گناهان دور می‌کند.

خلاصه حکایت به خدا چه بگویم

در این حکایت، غلامی گوسفندان اربابش را به صحرا برده بود که مسافری از راه رسید و از او خواست یکی از گوسفندان را به او بدهد. چوپان ابتدا درخواست او را رد کرد و گفت که نمی‌تواند چنین کاری کند. مسافر سپس درخواست کرد گوسفندی را بخرد و چوپان توضیح داد که گوسفندان مال او نیستند. مسافر از چوپان خواست به صاحب گوسفندان بگوید که گرگ یکی از گوسفندان را برده است. چوپان در نهایت از خود پرسید که چه پاسخی باید به خدا دهد. حکایت بر امانت‌داری، صداقت و نیکوکاری تأکید دارد.

قبلی :

جواب خودارزیابی صفحه ۱۴ فارسی هشتم

معنی پیش از اینها فارسی هشتم + کلمات و آرایه های ادبی درس اول فارسی هشتم

معنی به نام خدایی که جان آفرید فارسی هشتم ✅ صفحه ۹ و ۱۰

5/5 - (1 امتیاز)

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

دکمه بازگشت به بالا