بهترین انشا در مورد پدر و مادر کلاس پنجم

بهترین انشا در مورد پدر و مادر کلاس پنجم: در این مطلب، چندین انشا با موضوع «پدر و مادر» تهیه شده است که مناسب دانشآموزان کلاس پنجم و دیگر پایههای تحصیلی میباشد.
این انشاها با سبکهایی متنوع مانند توصیفی، احساسی، آموزشی و خلاقانه نوشته شدهاند و به موضوعاتی چون محبت والدین، فداکاریهای پدر و مادر، خدمت به آنها، احترام گذاشتن، و تشکر از والدین پرداختهاند.
برخی انشاها در قالب خاطره، برخی در قالب گفتوگوی دل و دلنوشته، و برخی با زبان کودکانه و ساده بیان شدهاند تا برای دانشآموزان قابل لمس و درک باشد. این مجموعه با هدف تقویت مهارت انشانویسی و پرورش حس قدردانی نسبت به پدر و مادر، تهیه شده است.
آنچه در این مطلب خواهید دید
انشا درباره پدر و مادر – کلاس پنجم
مقدمه:
در زندگی ما انسانها، هیچکس مانند پدر و مادر نمیتواند آنقدر مهربان، فداکار و عاشقانه دوستمان داشته باشد. آنها کسانی هستند که از لحظه تولد، تمام زندگیشان را برای شادی و آرامش فرزندشان میگذارند. پدر و مادر، مثل دو فرشته زمینیاند که بیصدا و بیادعا از ما مراقبت میکنند. هر چه بزرگتر میشویم، بیشتر میفهمیم که محبت آنها چقدر عمیق و بیپایان است.
بدنه انشا:
پدر من مردی آرام و زحمتکش است. هر روز صبح زود از خانه بیرون میرود تا کار کند و برای خانوادهاش تلاش کند. حتی وقتی خسته است، با لبخند به خانه برمیگردد و با ما حرف میزند، بازی میکند یا در درسها کمکمان میکند. او به من یاد داده که صبر، احترام و تلاش چقدر در زندگی مهماند. وقتی به چشمان پدرم نگاه میکنم، مهربانی و استواری را همزمان میبینم.
مادرم هم برای من بهترین دوست دنیاست. او همیشه در کنارم است، حتی وقتی مریض هستم، نگرانم است و تمام شب بالای سرم میماند. با دستان پرمحبتش غذا میپزد، لباسهایم را میشوید، و با لبخندش تمام خستگی روز را از بین میبرد. وقتی ناراحت هستم، اول کسی که بغلم میکند و دلداریام میدهد، مادرم است. او کسی است که از نگاهش آرامش میگیرم.
پدر و مادر من هیچوقت به دنبال راحتی خودشان نیستند. همیشه اول به فکر من و خواهر و برادرم هستند. من خیلی وقتها دیدم که چیزی را دوست دارند، اما برای ما میخرند، نه برای خودشان. آنها مثل سایهی خنک در روزهای گرم و مثل پتو در شبهای سرد هستند؛ بیصدا ولی همیشه حاضر و محافظ.
من هر روز بیشتر از قبل میفهمم که بدون پدر و مادر، زندگی چقدر سخت است. آنها نهتنها ما را بزرگ میکنند، بلکه به ما یاد میدهند چطور انسان باشیم؛ با محبت، با ادب، و با مسئولیت. هیچکس مثل آنها دلسوز ما نیست و هیچکسی مثل آنها نمیتواند ما را بیقید و شرط دوست داشته باشد.
نتیجهگیری:
پدر و مادر بزرگترین نعمتهای زندگی من هستند. همیشه از خدا میخواهم آنها را سالم و شاد نگه دارد. من میدانم که هنوز کوچک هستم و نمیتوانم همه زحماتشان را جبران کنم، اما تلاش میکنم با درس خواندن، رفتار خوب و احترام به آنها، خوشحالشان کنم. چون آنها لیاقت بهترینها را دارند. از ته دل میگویم: پدر و مادر عزیزم، دوستتان دارم. شما بهترین هستید.
انشا درباره خدمت به پدر و مادر
مقدمه:
پدر و مادر دو فرشته زمینی هستند که خداوند برای هر کودک فرستاده است. آنها بیوقفه برای خوشبختی و راحتی فرزندشان تلاش میکنند. از وقتی ما کوچک هستیم تا وقتی بزرگ میشویم، همیشه مراقب ما هستند. پس وظیفهی هر فرزندی است که با تمام وجود به آنها احترام بگذارد و برایشان خدمت کند. خدمت به پدر و مادر یعنی قدردانی از زحمات آنها، یعنی محبت در عمل، نه فقط در حرف.
بدنه انشا:
پدر من هر روز صبح زود از خواب بیدار میشود و با تمام خستگی سر کار میرود تا برای خانوادهاش زندگی خوبی فراهم کند. مادر من هم از صبح تا شب مشغول کارهای خانه، رسیدگی به ما و مراقبت از همه اعضای خانواده است. گاهی با اینکه خستهاند، لبخند میزنند تا ما ناراحت نشویم. گاهی خودشان چیزی نمیخرند تا برای ما خوراکی یا لباس تهیه کنند.
با این همه زحمت و محبت، آیا نباید به آنها خدمت کنیم؟ آیا نباید کمکشان کنیم و با احترام با آنها رفتار کنیم؟ خدمت به پدر و مادر فقط کارهای بزرگ نیست. گاهی همین که وقتی خسته هستند برایشان یک لیوان آب میبریم، یا وقتی از مدرسه میآیند، کفششان را جفت میکنیم، یا در انجام کارهای خانه کمک میکنیم، یعنی خدمت کردهایم.
حتی با رفتار خوب، با لبخند، با درس خواندن و با شنیدن حرفهایشان هم میتوان به آنها خدمت کرد. خدمت به پدر و مادر فقط زمانی نیست که پیر و ناتوان شوند، بلکه از همین دوران کودکی هم میتوان با کارهای کوچک دل آنها را شاد کرد.
ما باید قدر پدر و مادرمان را بدانیم، چون بعضی از بچهها پدر یا مادر ندارند و آرزو دارند فقط یک بار هم شده صدای آنها را بشنوند. ما که این نعمت را داریم، باید شکرگزار باشیم و به آنها احترام بگذاریم و هر کاری که میتوانیم برایشان انجام دهیم.
نتیجهگیری:
خدمت به پدر و مادر، وظیفهی هر فرزند خوب و باادبی است. با اینکه من هنوز بچهام، اما میدانم که با محبت، احترام، و کمکهای ساده میتوانم دل پدر و مادرم را شاد کنم. هرچه بزرگتر شوم، بیشتر تلاش میکنم تا جبران محبتهای بیپایانشان را بکنم. از خدا میخواهم همیشه سایهی پدر و مادرم بالای سرم باشد و به من توفیق بدهد که خدمتگزار خوبی برایشان باشم.
انشا درباره تشکر از والدین
مقدمه:
تشکر کردن فقط گفتن یک کلمه نیست، بلکه نشانهی مهربانی، ادب و قدردانی است. یکی از مهمترین کسانی که باید همیشه از آنها تشکر کنیم، پدر و مادرمان هستند. آنها از لحظهای که به دنیا آمدیم تا همین حالا، شب و روز برای آسایش و خوشبختی ما زحمت کشیدهاند. تشکر از والدین فقط وظیفهی ما نیست، بلکه یک افتخار بزرگ است.
بدنه انشا:
پدر و مادر هر کاری که از دستشان برمیآید انجام میدهند تا ما راحت زندگی کنیم. پدرم صبح زود با خستگی سر کار میرود تا هزینههای زندگی را تأمین کند. وقتی شب برمیگردد، شاید خسته باشد، ولی با من حرف میزند، از مدرسه میپرسد و گاهی کمکم میکند درس بخوانم.
مادرم هم همیشه در خانه مشغول کار است؛ غذا درست میکند، لباس میشوید، خانه را تمیز میکند و همیشه مراقب حال و احوال من و خواهر و برادرم است. وقتی مریض میشوم، مادرم مثل فرشتهای مهربان تمام شب بیدار میماند و از من مراقبت میکند. این همه محبت و زحمت را نمیشود با چیز سادهای جبران کرد.
تشکر از والدین فقط گفتن “مرسی” نیست. وقتی ادب را رعایت میکنیم، وقتی با احترام با آنها صحبت میکنیم، وقتی کمکشان میکنیم و درسمان را خوب میخوانیم، یعنی داریم از آنها تشکر میکنیم. حتی یک لبخند ساده میتواند دل آنها را شاد کند.
من همیشه وقتی به فکر زحمات پدر و مادرم میافتم، از ته قلبم میگویم: “خدایا شکرت که چنین پدر و مادری به من دادی.” من میدانم که نمیتوانم مثل آنها برایشان کاری انجام دهم، اما میتوانم با رفتارم، قدرشان را بدانم و با درس خواندن و انسان خوبی بودن، دلشان را خوشحال کنم.
نتیجهگیری:
تشکر از والدین یکی از زیباترین کارهایی است که هر بچهای میتواند انجام دهد. آنها هیچوقت از ما توقع زیادی ندارند، فقط دوست دارند ما سالم، خوشحال و موفق باشیم. پس بیایید هر روز با رفتار خوب، احترام و کمکهای کوچک، از آنها تشکر کنیم. پدر و مادر بزرگترین نعمت زندگی هستند، و قدردانی از آنها، بهترین کاری است که میتوانیم انجام دهیم.
انشا در مورد چگونه به پدر و مادر خود احترام بگذاریم
یکی از مهمترین وظایف ما در زندگی این است که به پدر و مادر خود احترام بگذاریم. آنها از وقتی که ما به دنیا آمدهایم، برایمان زحمت کشیدهاند، مراقبمان بودهاند و همیشه بهترینها را برای ما خواستهاند. احترام به پدر و مادر فقط در حرف نیست، بلکه در رفتار، گفتار و کارهای روزانهی ما دیده میشود.
وقتی با آنها با لحن آرام و مهربان صحبت میکنیم، یعنی احترام میگذاریم. وقتی آنها حرف میزنند و ما با دقت گوش میدهیم، یعنی برایشان ارزش قائل هستیم. حتی وقتی در کارهای خانه کمک میکنیم یا قبل از اینکه چیزی بخواهند، نیازشان را میفهمیم و انجام میدهیم، یعنی احتراممان را با عمل نشان میدهیم.
یکی دیگر از راههای احترام به والدین این است که وقتی خستهاند، اذیتشان نکنیم. صدای تلویزیون را بلند نکنیم، با دعوا یا بینظمی ناراحتشان نکنیم و سعی کنیم همیشه باعث آرامش آنها باشیم. همچنین با خوب درس خواندن و داشتن اخلاق خوب، میتوانیم آنها را خوشحال کنیم و نشان دهیم که زحماتشان بینتیجه نبوده.
حتی وقتی با آنها اختلاف نظر داریم، نباید بیادب باشیم یا صدایمان را بالا ببریم. احترام یعنی حرف زدن با آرامش، حتی اگر با چیزی مخالف باشیم.
احترام گذاشتن به پدر و مادر کاری ساده است اما بسیار بزرگ و ارزشمند. اگر آنها نباشند، زندگیمان خالی و سخت میشود. پس باید قدرشان را بدانیم و همیشه با دل و جان به آنها احترام بگذاریم.
با کمال میل! در ادامه یک انشای بسیار طولانی، احساسی، ادبی و متفاوت با موضوع پدر و مادر برای پایه پنجم و بالاتر نوشتهام؛ با زبانی ساده اما زیبا، کاملاً جدید، مناسب برای فرهنگ ایرانی و با محتوای غیرتکراری:
انشا درباره پدر و مادر – سبک توصیفی و احساسی
اگر کسی از من بپرسد بزرگترین داراییات در زندگی چیست، نمیگویم اسباببازیهایم، نمیگویم کتابهایم یا لباسهای نو. من با افتخار میگویم: پدر و مادرم. چون آنها فقط دو نفر نیستند؛ آنها سایهی زندگیاماند، دلگرمی شب و روزم، و دلیل لبخندهای آرام و بیصدای من.
پدرم مردی است که شاید زیاد حرف نمیزند، اما دستهایش هزاران جملهی ناگفته دارند. دستهایی که پینه بستهاند، اما برای من گرمترین آغوش دنیا هستند. هر بار که صبح زود از خانه بیرون میرود، با خودم میگویم: کاش میتوانستم بفهمم خستگی پشت قدمهایش چه شکلیست. وقتی شب به خانه برمیگردد، خسته اما آرام، لبخندش را پنهان نمیکند. چون نمیخواهد ما بفهمیم زندگی چقدر گاهی سخت است. او با تمام سادگیاش، قهرمان خانهی ماست.
و مادرم… چطور میتوانم در چند جمله مادری را تعریف کنم؟ مادرم بوی صبح زود میدهد، بوی نان گرم، صدای آرام بیدار شدن، دعای خیر قبل از مدرسه. او همیشه هست؛ در آشپزخانه، در کنار تخت من، در لحظهای که گریهام میگیرد، در وقت بیماری، در خوشحالیها، حتی در سکوت. مادرم بیصدا دوست دارد، اما صدای محبتش در همه جای خانه میپیچد.
در روزهایی که ناراحت میشوم، کافیست صدایش را بشنوم تا آرام شوم. وقتی دست روی سرم میکشد، دنیا دوباره قشنگ میشود. مادرم با آن دستان ظریف و دل بزرگش، خانه را گرم نگه میدارد. بعضی وقتها خودش چیزی نمیخورد تا برای ما بماند، اما همیشه با لبخند میگوید: «من سیرم عزیزم، شما بخورید.»
پدر و مادر یعنی ستونهای زندگی. بدون آنها، خانه فقط یک ساختمان است. آنها روح خانهاند. آنها یادمان میدهند که چطور با محبت زندگی کنیم، چطور صبور باشیم، چطور مهربان بمانیم، حتی وقتی خستهایم یا دلمان گرفته. آنها بدون گفتن، به ما آموزش میدهند که عشق واقعی فریاد نمیزند، بلکه در عمل دیده میشود؛ در یک لقمه غذا، در یک نگاه، در یک دعای بیصدا.
من همیشه از خودم میپرسم چطور میتوانم اینهمه محبت را جبران کنم؟ شاید هنوز بچه باشم و نتوانم کار زیادی انجام دهم، اما میتوانم با ادب رفتار کنم، با حرف خوب، با درس خواندن، با احترام گذاشتن، با شنیدن حرفهایشان و با مراقبت از دلشان. حتی یک لیوان آب در زمان خستگی، یا یک بوسه روی دستشان، برای پدر و مادری که با دلشان فرزندشان را بزرگ میکنند، باارزشترین چیز دنیاست.
در دلم همیشه دعا میکنم: خدایا، پدر و مادرم را برایم نگهدار. اگر روزی بزرگ شدم و پدرم دیگر نمیتوانست کار کند، من تکیهگاه او شوم. اگر مادرم پیر شد و دستهایش لرزید، من دستهایش را بگیرم. چون آنها تمام عمرشان را بیمنت برایم گذاشتند، و من باید تا آخر عمرم قدردان باشم.
پدر و مادر، یعنی زندگی… یعنی عشق بیمرز… یعنی سایهی آرام خدا بر سر ما.
من هر روز بیشتر میفهمم که داشتن آنها، یعنی داشتن تمام خوشبختی دنیا.
بیشتر بخوانید:
متن هایی زیبا برای تشکر از زحمات پدر و مادر + جملات تشکر و قدردانی از والدین