4 انشا در مورد نماز کلاس پنجم + در روش و سبک های مختلف

آنچه در این مطلب خواهید دید
انشا در مورد نماز – کلاس پنجم
نماز یکی از مهمترین کارهایی است که ما مسلمانها هر روز انجام میدهیم. نماز یعنی صحبت کردن با خدا، یعنی چند دقیقه کنار گذاشتن همه چیز و فقط با خدای مهربان بودن. وقتی نماز میخوانیم، یعنی از ته دل با خدا حرف میزنیم و از او کمک میخواهیم، از او تشکر میکنیم و از او میخواهیم مراقبمان باشد.
من از وقتی کوچک بودم، میدیدم پدر و مادرم هر روز نماز میخوانند. همیشه بعد از اذان، وضو میگیرند، فرش نماز را پهن میکنند و با آرامش کامل شروع به خواندن میکنند. اول فکر میکردم نماز فقط یک کار دینی است، اما بعد از مدتی، وقتی خودم شروع به نماز خواندن کردم، فهمیدم چقدر حس خوبی دارد. انگار قلب آدم سبک میشود.
نماز خواندن باعث میشود یاد خدا باشیم و کارهای بد نکنیم. چون وقتی با خدا حرف میزنیم، دلمان نمیخواهد کارهایی انجام دهیم که او را ناراحت کنیم. نماز کمک میکند آرامتر شویم، دعایمان را بگوییم، از خدا بخواهیم ما را موفق کند، خانوادهمان را سالم نگه دارد و کمک کند که انسان خوبی باشیم.
من همیشه سعی میکنم نمازهایم را به موقع بخوانم. گاهی مادرم با صدای مهربانش صدایم میکند و میگوید: “اذان گفته شده عزیزم، وقت نمازه.” آن لحظه، سریع وضو میگیرم و کنار پدر یا مادرم میایستم تا نماز بخوانم. بعد از نماز، همیشه حس خوبی دارم. حتی وقتی ناراحتم، با نماز حالم بهتر میشود.
نتیجهگیری:
نماز فقط چند کلمه نیست، بلکه نوری است که در دلمان روشن میشود. وقتی نماز میخوانیم، انگار قلبمان را تمیز میکنیم. من از خدا میخواهم کمکم کند همیشه اهل نماز باشم و با دلی پاک، با او صحبت کنم. چون میدانم کسی که نماز میخواند، هیچوقت تنها نیست. خدا همیشه کنارش است.
انشا درباره نماز – کلاس پنجم
نماز برای من فقط یک کار دینی یا یک وظیفه نیست. نماز برای من مثل یک دوست صمیمی است که هر روز چند بار با او حرف میزنم، آرام میشوم، و احساس میکنم کسی هست که همیشه من را میبیند و حرفهای دلم را میشنود. شاید بعضیها بگویند “تو هنوز بچهای، چه چیزی از نماز میفهمی؟” اما من باور دارم که خدا برای حرف زدن با او، سن نمیشناسد.
اولین بار که نماز خواندم، مادرم کنارم ایستاده بود. گفت: «بیا با هم نماز بخونیم، همونطور که با من حرف میزنی، با خدا هم حرف بزن.» وضو گرفتم، با دستانی کوچولو و لبهایی که هنوز بعضی کلمهها را درست بلد نبودم بگویم، ایستادم و با او نماز خواندم. شاید آنقدر که باید درست نبود، اما دلم با خدا بود. همان روز فهمیدم که نماز، فقط خواندن چند آیه نیست، نماز یعنی دل دادن به خدا.
ما پنج وقت در روز نماز میخوانیم؛ صبح، ظهر، عصر، مغرب و عشا. بعضی وقتها فکر میکنم چرا خدا خواسته ما در این پنج وقت خاص نماز بخوانیم؟ بعد به خودم میگویم شاید خدا میخواهد ما در میان شلوغی روز، لحظهای بایستیم، سکوت کنیم، و به او فکر کنیم. شاید نماز یعنی اینکه وسط همهی کارها و دغدغهها، یادمان نرود که خدا همیشه هست و منتظر است ما صدایش کنیم.
من همیشه وقتی ناراحتم یا چیزی نگرانم میکند، بعد از نماز، با خدا حرف میزنم. به او میگویم: «خدایا، کمکم کن تو امتحانم خوب باشم.» یا «خدایا، مامانم مریضه، خوبش کن.» حتی گاهی که خیلی خوشحالم، میگویم: «خدایا مرسی که منو خوشحال کردی.»
نماز باعث میشود آدم منظمتر شود. وقتی بدانی که باید در یک ساعت مشخص وضو بگیری و بایستی و نماز بخوانی، کمکم یاد میگیری که زمان را درست مدیریت کنی. من خودم خیلی وقتها ساعت نگاه میکنم تا نماز صبح از دستم نرود. این باعث شده در بقیه کارها هم دقیقتر باشم.
نماز همچنین باعث میشود مهربانتر باشیم. چون وقتی رو به قبله میایستی و به خدا میگویی «ایاک نعبد و ایاک نستعین» یعنی فقط تو را عبادت میکنم و فقط از تو کمک میخواهم، آنوقت دیگر دلت نمیخواهد دروغ بگویی، اذیت کنی یا کار بدی انجام بدهی. چون هر بار که نماز میخوانی، انگار با خدا پیمان میبندی که انسان خوبی باشی.
نماز خواندن کنار خانواده هم لذت خاصی دارد. ما گاهی با هم در خانه جماعت میخوانیم. پدرم جلو میایستد و ما پشت سرش میایستیم. صدای قرآنخواندنش آرامشبخش است. وقتی همه با هم رکوع و سجده میرویم، حس میکنم یک خانوادهی واقعی هستیم؛ خانوادهای که خدا را در مرکز خانهاش دارد.
یادم هست یکبار در مسافرت بودیم و نماز نزدیک غروب به وقتش رسیده بود. کنار جاده توقف کردیم، فرش کوچکی روی خاک انداختیم، باد میآمد، آسمان نارنجی بود و صداهای طبیعت اطرافمان را پر کرده بود. همانجا نماز خواندیم. من در دل گفتم: «خدایا، تو همهجا هستی. حتی اینجا، وسط بیابان.» آن نماز یکی از قشنگترین نمازهایی بود که خواندهام.
گاهی هم پیش آمده که تنبلی کنم یا خواب بمانم و نمازم دیر شود. اما بعدش ناراحت میشوم. چون حس میکنم یک دیدار مهم را از دست دادهام. دیداری با کسی که هیچوقت از من نمیرنجَد، هیچوقت خسته نمیشود، همیشه منتظر است، حتی اگر بارها فراموشش کنم.
من فکر میکنم اگر همهی بچهها نماز را از ته دل بخوانند، نه فقط از روی عادت یا اجبار، دنیا جای بهتری میشود. چون بچههایی که با خدا صحبت میکنند، آدمهای مهربانتر، صبورتر و آرامتری میشوند. ما با نماز خواندن، قلبمان را تمیز نگه میداریم.
نماز برای من یعنی وصل شدن به آسمان… یعنی یاد گرفتن ادب در برابر بزرگترین وجود هستی… یعنی احساس آرامش حتی در شلوغترین لحظههای زندگی. من افتخار میکنم که نماز میخوانم. چون در آن چند دقیقه، فقط من هستم و خدایم. هیچکس بین ما نیست.
انشا در مورد نماز – به روش ادبی
هنگامی که خورشید آهسته از دل آسمان برمیخیزد، نسیم آرام از پنجرهها عبور میکند و پرندهها در شاخههای درختان آواز میخوانند، من وضو میگیرم. دستهایم را با آب پاک میکنم، صورتم را میشویم و دلم را از شلوغی دنیا میتکانم. آنگاه قامت میبندم، در سکوتی آسمانی…
نماز آغاز میشود.
نماز، گفتوگویی است بیواسطه با خدای مهربان. لحظهایست که زمان میایستد، دنیا آرام میشود و من، کوچکترین بندهی زمین، رو به سوی قبله میکنم و با دل خود حرف میزنم. هر واژهای که در نماز بر زبانم جاری میشود، همچون پرندهایست که از قلبم به آسمان میپرد.
وقتی میگویم «اللهاکبر»، یعنی هیچکس بزرگتر از تو نیست ای خدای من. یعنی در برابر عظمتت، من قطرهایام در دل اقیانوس بیکران تو. در رکوع، با همهی غرور کودکانهام خم میشوم، و در سجده، پیشانیام را بر خاک میگذارم؛ خاکی که تو آفریدی…
و چقدر زیباست که پیشانیام را به آغوش زمین میسپارم، جایی که نشانی از بندگی در آن ثبت میشود.
نماز برای من مثل شبنمیست که دل را تازه میکند. مثل بارانیست که غبار خستگی را میشوید. حتی اگر ناراحت باشم، یا دلم گرفته باشد، وقتی مهر را روی سجاده میگذارم، انگار تمام غمهایم هم روی زمین گذاشته میشوند.
مادرم میگوید: نماز، نردبانیست که انسان را به خدا نزدیک میکند. و من هربار که به سجده میروم، حس میکنم یک پله بالاتر رفتهام، به خدا نزدیکتر شدهام، به آرامشی که در هیچ جای دیگر پیدا نمیشود.
در نماز، دل آدم تمیز میشود، ذهنش آرام میگیرد و یاد میگیرد که زندگی فقط بازی و خنده نیست. نماز به ما یاد میدهد که شکرگزار باشیم، منظم باشیم، مهربان باشیم و در هر سختی، به جای ناامیدی، دستهایمان را رو به آسمان بالا ببریم.
و چقدر قشنگ است وقتی در کنار خانواده، نماز جماعت میخوانیم. پدر میخواند، ما پشت سرش. انگار خانهمان مسجدی شده از نور، از عشق، از خدا. صدای اذان که میآید، مثل صدای پرندهایست که ما را به پرواز دعوت میکند… پروازی بیصدا، به سوی پاکی.
نماز یعنی بیدار شدن دل… یعنی چشم به راه بودن خدا… یعنی نوری که در دل میتابد حتی در تاریکترین روزها. نماز، آهنگ آرامیست که در دل من مینوازد… و من، خوشبختم که این آهنگ را هر روز میخوانم.
انشا در مورد نماز – به روش تحقیقی
مقدمه:
نماز یکی از مهمترین اعمال دینی مسلمانان است که پنج بار در شبانهروز انجام میشود. نماز ستون دین اسلام است و خداوند در قرآن کریم بارها به اهمیت آن اشاره کرده است. این عبادت مقدس، رابطهی مستقیم و عاشقانهی بنده با خدای خود است. در این تحقیق قصد دارم دربارهی مفهوم نماز، فواید آن، فلسفهی نماز و آثار فردی و اجتماعی آن صحبت کنم.
نماز چیست؟
نماز به زبان ساده یعنی بندگی و گفتگو با خدا. مسلمانان با گفتن اذکار و آیات خاص، به درگاه پروردگار خود میایستند و با خشوع و احترام، به راز و نیاز میپردازند. نماز از واجبات دینی است و ترک عمدی آن گناه محسوب میشود.
نماز شامل رکوع، سجده، قیام و قنوت است که هر کدام نماد خضوع و بندگی در برابر خداوند هستند. هر نماز از تعداد رکعت مشخصی تشکیل شده و در زمانهای مخصوص خود خوانده میشود: نماز صبح ۲ رکعت، نماز ظهر و عصر هرکدام ۴ رکعت، نماز مغرب ۳ رکعت و نماز عشا ۴ رکعت.
تاریخچهی نماز در اسلام:
نماز در شب معراج بر پیامبر اکرم (ص) واجب شد. در ابتدا نماز بهصورت دو رکعتی بود و بعد از هجرت به مدینه، نمازهای ظهر، عصر و عشا چهار رکعتی شدند. پیامبر (ص) و اهل بیت (ع) همیشه به نماز اهمیت زیادی میدادند و آن را بهترین راه ارتباط با خدا میدانستند.
فلسفه و هدف نماز:
نماز باعث یادآوری خداوند در طول روز میشود. ما انسانها درگیر کار، مدرسه، زندگی و مسائل مختلف هستیم، اما نماز کمک میکند چند بار در روز از همهی اینها فاصله بگیریم و به یاد خدا بیفتیم. در قرآن آمده:
«أقِمِ الصَّلاةَ لِذِکری»
یعنی نماز را برای یاد من برپا دار.
نماز انسان را از بدیها دور میکند، نظم و آرامش میدهد و روح را پاک میسازد.
فواید نماز:
- فایده روحی و روانی:
نماز اضطراب و استرس را کاهش میدهد. وقتی انسان با خدا حرف میزند، دلش آرام میگیرد. - فایده جسمی:
حرکات نماز مثل قیام، رکوع و سجده، برای بدن مفید است و مانند نرمش سبک عمل میکند. - فایده اخلاقی:
نماز انسان را مهربان، صبور و درستکار میکند. کسی که نماز میخواند، سعی میکند دروغ نگوید، غیبت نکند و به دیگران بدی نکند. - فایده اجتماعی:
نماز جماعت باعث وحدت، همدلی و تقویت ارتباط میان مسلمانان میشود. مردم در مسجد یا خانه کنار هم میایستند و همه با هم رو به سوی خدا نماز میخوانند.
نماز در قرآن و روایات:
خداوند در آیات زیادی از قرآن به نماز اشاره کرده است. در سوره طه آیه ۱۴ آمده:
«إِنَّنِي أَنَا اللَّهُ لَا إِلَٰهَ إِلَّا أَنَا فَاعْبُدْنِي وَأَقِمِ الصَّلَاةَ لِذِكْرِي»
یعنی: منم خدای یکتا، مرا بپرست و نماز را برای یاد من برپا دار.
امام علی (ع) نیز فرمودهاند:
«نماز کلید بهشت است.»
نتیجهگیری:
نماز یکی از بزرگترین نعمتهایی است که خداوند به انسان داده است. با نماز میتوانیم روحمان را تمیز کنیم، آرام شویم و راه درست زندگی را پیدا کنیم. اگر از کودکی عادت کنیم نماز بخوانیم، هم دنیایمان زیباتر میشود و هم آخرتمان. امیدوارم همهی ما بتوانیم با دل و جان نماز بخوانیم و آن را با عشق، نه از روی اجبار، انجام دهیم.
بیشتر بخوانید:
انشا در مورد نماز برای کلاس نهم
3 انشا در مورد شهید باکری کلاس پنجم